تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
باب در بيان شكر

48 . باب در بيان شكر « 1 »

1715 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از نوفلى ، از سكونى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : از براى صاحب طعامِ شاكر است از اجر ، مانند اجر روزه‌دارى كه مزد خويش را از خدا طلبد . و از براى صاحب عافيتِ شاكر است از اجر ، مانند اجر مبتلى و صاحب مصيبتى كه صابر باشد . و از براى عطاكننده‌ى شاكر است از اجر ، مانند اجر محروم و بىبهره‌اى كه قانع باشد » . 1716 / 2 . و به همين اسناد روايت است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : خدا بر هيچ بنده‌اى درِ شكر را نگشود ، كه درِ زيادتى را از او پوشيده داشته باشد » . 1717 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از جعفر بن محمد بغدادى ، از عبداللَّه بن اسحاق جعفرى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « در تورات نوشته است كه شكر كن ، هر كه را كه بر تو انعام كرده ، و انعام كن ، بر هر كه تو را شكر كرده ؛ زيرا كه نعمت‌ها را زوالى نيست ، چون شكر آن گفته شود ، و آنها را بقايى نيست ، چون كفران شود . و شكر باعث زيادتى است در نعمت‌ها ، و موجب ايمنى است از تغيّر حال و انتقال آن از صلاح به سوى تباهى » . 1718 / 4 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن ابىعبداللَّه ، از محمد بن على ، از على بن اسباط ، از يعقوب بن سالم ، از مردى ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « از براى صاحب عافيتِ شاكر است از اجر ، مانند آن‌چه از براى مبتلاى صابر است . و از براى عطاكننده‌ى شاكر است از اجر ، مانند اجر بىبهره‌اى كه قانع باشد » . 1719 / 5 . از او ، از احمد بن محمد بن ابىنصر ، از داود بن حصين ، از فضل بقباق روايت است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از قول خداى عز و جل
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
« 2 » فرمود كه : « حديث كن به نعمتِ آنكه بر تو انعام فرموده ، به آن‌چه تو را زيادتى داده و به تو عطا فرموده و با تو احسان نموده » . بعد از آن فرمود كه : « پس پيغمبر به دين خود و به آن‌چه خدا او را عطا فرموده ، و به آن‌چه به آن بر او انعام نموده بود ، حديث كرده [ است ] » .
هامش
( 1 ) . و شكر - به ضمّ شين و سكون كاف - اظهار نعمت و اعتراف به آن است ، به خلاف كفر و كفران كه پوشيدن آن است . ( مترجم ) ( 2 ) . ضُحى ، 11 .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 257 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى