1720 / 6 . حميد بن زياد ، از حسن بن محمد بن سماعه ، از وهيب بن حفص ، از ابوبصير ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله در نزد عايشه بود در شبِ نوبتش ؛ پس عايشه عرض كرد كه : يا رسول اللَّه ! چرا نفس خود را به تعب مىاندازى و حال آنكه از برايت آمرزيده شده ، آنچه پيش گذشت از گناهان تو و آنچه بعد از اين باشد . فرمود كه : اى عايشه ! آيا بندهاى شاكر نباشم » . و حضرت فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله بر اطراف انگشتان پاهاى خويش مىايستاد و به عبادت قيام مىفرمود ؛ پس خداى - سبحانه و تعالى - اين آيه را فرو فرستاد كه :
« طه * ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى »
« 1 » ؛ يعنى : « اى طه ! - يا اى ماه شب چهارده ! ، يا سوگند به چهارده معصوم ! ، يا به طهارت ايشان ! ، يا اى محمد ! - كف پاهاى خود را بر زمين گذار ، كه ما فرو نفرستاديم بر تو قرآن را ، از براى آنكه تو در رنج افتى » .
1721 / 7 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از ابنفضّال ، از حسن بن جهم ، از ابواليقظان ، از عبيداللَّه بن وليد كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « سه چيز است كه به او ، وجود آنها چيزى زيان نمىرساند : يكى دعا در نزد اندوه ؛ و ديگرى طلب آمرزش در نزد گناه ؛ و سيم شكر در نزد نعمت » .
1722 / 8 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از يحيى بن مبارك ، از عبداللَّه بن جبله ، از معاوية بن وهب ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « هر كه شكر به او عطا شود ، زيادتى به او عطا مىشود . خداى عز و جل مىفرمايد كه :
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ »
« 2 » ؛ يعنى : « هر آينه اگر شكر كنيد ، البتّه نعمت شما را مىافزايم » . « 3 »
1723 / 9 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن عبدالجبّار ، از صفوان ، از اسحاق بن عمّار ، از دو مردى كه اين حديث را از امام جعفر صادق عليه السلام شنيدند روايت كرده است كه فرمود : « خدا بر هيچ بندهاى نعمتى را انعام نفرموده ، كه آن بنده آن نعمت را به دل خويش بشناسد ، و در ظاهر خدا را به زبان خويش حمد و ستايش كند ، و سخنش تمام شود ، مگر آنكه از براى او به زيادتى امر شود » .
1724 / 10 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از بعضى از اصحاب ما ، از محمد بن هشام ، از ميسر ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « شكر نعمت
هامش
( 1 ) . طه ، 1 و 2 .
( 2 ) . إبراهيم ، 7 .
( 3 ) . و همين حديث در باب تفويض و توكّل گذشت و در آنجا جزو حديث بود . ( مترجم )