تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
مهران ، از امام موسى كاظم عليه السلام روايت كرده است كه گفت : حضرت به من فرمود كه : « چه چيز تو را از حج منع كرده ؟ و چرا به حج نمىروى ؟ » . راوى مىگويد كه عرض كردم : فداى تو گردم ! قرض بسيارى بر گردن من افتاده و مالم تلف شده ، و قرضى كه دارم و در گردن من است ، بيشتر و بزرگ‌تر است از تلف مال من و بر من مشكل‌تر است ؛ پس اگر نه اين بود كه مردى از اصحاب و ياوران ما ، مرا بيرون آورد ، نمىتوانستم كه بيرون آيم و به خدمت تو برسم . حضرت فرمود كه : « اگر صبر مىكنى ، شاد و خوشحال مىشوى ، و اگر صبر نمىكنى ، خدا تقديرات خود را جارى مىگرداند ؛ خواه تو خوشنود باشى ، و خواه ناخوش داشته باشى » . 1700 / 11 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن‌سنان ، از ابوالجارود ، از اصبغ روايت كرده است كه گفت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه : « صبر دو قسم است : يكى صبر در نزد مصيبت ، و آن خوب و نيكو است ؛ و بهتر از آن صبر است در نزد آن‌چه خدا بر تو حرام گردانيده ، كه مرتكب آن نشوى . و ذكر دو قسم است : يكى ذكر خداى عز و جل در نزد مصيبت ؛ و بهتر از آن ذكر خداى تعالى است در نزد آن‌چه خداى عز و جل بر تو حرام گردانيده ، او را به يادآورى ، و همان مانع تو باشد از آنكه مرتكب آن شوى » . 1701 / 12 . ابوعلى اشعرى ، از حسن بن على كوفى ، از عبّاس بن عامر ، از عزرمى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : زود باشد كه بر مردم روزگارى بيايد كه در آن به پادشاهى نتوان رسيد ، مگر به كشتن و گردنكشى كردن ، و بىنيازى نتوان يافت ، مگر به غضب و بخل ورزيدن ، و نه دوستى مىتوان يافت ، مگر به بيرون شدن از دين يا صرف كردن آن و پيروى كردن هوا و هوس ؛ پس هر كه آن زمان را دريابد و بر فقر و درويشى صبر كند ، با آنكه بر بىنيازى قادر باشد ، و بر دشمنى مردم صبر كند ، با آنكه بر دوستى ايشان قادر باشد ، و بر خوارى صبر كند ، با آنكه قادر بر عزّت باشد ، خدا او را ثواب پنجاه صدّيق عطا كند ؛ از آن صدّيقانى كه به خدا تصديق كرده‌اند و آن‌چه فرموده باور داشته‌اند » . 1702 / 13 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن ابىعبداللَّه ، از اسماعيل بن مهران ، از درست بن ابىمنصور ، از عيسى بن بشير ، از ابوحمزه كه گفت : امام محمد باقر
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 249 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى