او را زيان نرسانيد ؛ آنكه او را بنده قرار دادند و مغلوب و اسير گرديد ، و تاريكى چاه و وحشت آن به او ضرر نرسانيد ، و آنچه به او رسيد كه خدا بر او منّت گذاشت ؛ پس پادشاهِ جبّارِ سركش را از برايش بنده گردانيد ، بعد از آنكه مالك بود . بعد از آن ، او را رسول گردانيد ، و به واسطهء او گروهى را رحم كرد . و همچنين صبر ، خوبى را در پى دارد ؛ پس صبر كنيد و نفسهاى خويش را بر صبر توطين دهيد و دل بر آن بگذاريد ، تا خدا شما را مزد دهد » .
1696 / 7 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از عبداللَّه بن بكير ، از حمزة بن حمران ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « بهشت پيچيده شده است به ناخوشىها و صبر ؛ پس هر كه در دنيا بر ناخوشىها صبر كند ، داخل بهشت شود . و دوزخ پيچيده شده است به خوشىها و خواهشهاى نفس ؛ پس هر كه به نفس خويش عطا كند خوشى و و خواهشِ آن را ، در آتش جهنّم داخل شود » .
1697 / 8 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنمحبوب ، از عبداللَّه بن مرحوم ، از ابوسيّار از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « چون مؤمن در قبر خويش داخل شود ، نماز در جانب راست او باشد ، و زكات در جانب چپش ، و نيكى بر او سايه افكنده باشد ، و صبر دور شود و در گوشهاى قرار گيرد ؛ پس چون آن دو فرشتهاى كه متوجّه سؤال او مىشوند بر او داخل شوند ، صبر ، به نماز و زكات و نيكى گويد كه : پيش رويد و صاحب خود را دريابيد و او را نگاهدارى كنيد ؛ پس اگر شما از آن درمانيد ، من در نزد او خواهم بود و او را نگاهدارى مىكنم » .
1698 / 9 . على ، از پدرش ، از جعفر بن محمد اشعرى ، از عبداللَّه بن ميمون ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام داخل مسجد مىشد ، ناگاه ديد كه مردى افسردهخاطر و غمناك بر در مسجد است . اميرالمؤمنين عليه السلام به آن مرد فرمود كه :
تو را چه مىشود ؟ عرض كرد كه : يا اميرالمؤمنين ! به مصيبتِ پدر و برادرم مبتلى شدهام ، و مىترسم كه دل باخته باشم . اميرالمؤمنين فرمود : بر تو باد كه بپرهيزى از خدا ، و صبر كنى كه فردا بر او وارد مىشوى ؛ پس صبر در كارها ، به منزلهء سر است نسبت به بدن ، و هر گاه سر از بدن مفارقت كند ، بدن فاسد و تباه مىشود ؛ پس هرگاه صبر از امور مفارقت كند ، امور فاسد مىشد » .
1699 / 10 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از سماعة بن
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٤٧