فاء موجود است كه جواب شرط سابق است - يعنى :
« فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ »
« 1 » و ترجمهء آيه :
« پس چون بگذرد ماههاى حرام - كه مراد از آن معلوم شد - پس بكشيد مشركان را در هر جا كه ايشان را بيابيد ، و بگيريد ايشان را به اسيرى ، و ايشان را باز داريد از طواف مسجدالحرام ، و از تصرّف كردن در بلاد اسلام ، و بنشينيد از براى ايشان در هر كمينگاهى - يعنى ممرّها را بر ايشان ببنديد تا متفرّق نشوند - » .
« وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ »
« 2 » ؛ يعنى : « و بكشيد ايشان را در هر جا كه ايشان را بيابيد » . و حضرت فرمود كه : « خدا ايشان را كشت به دست رسول خدا صلى الله عليه و آله و دوستان آن حضرت ، و از برايش ثوابِ صبرى كه كرده بود قرار داد ، با آنچه از برايش ذخيره كرده است در آخرت ؛ پس هر كه صبر كند و مزد آن را از خدا طلبد ، از دنيا بيرون نرود تا آنكه خدا چشم او را روشن گرداند در باب دشمنانش ، با آنچه از برايش ذخيره مىفرمايد در آخرت » .
1693 / 4 . محمد بن يحيى روايت كرده است ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از ابومحمد - يعنى عبداللَّه سرّاج - كه آن را مرفوع ساخته به سوى حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه فرمود : « صبر نسبت به ايمان ، به منزلهء سر است نسبت به تن ، و هيچ ايمان نيست از براى كسى كه او را صبر نباشد » .
1694 / 5 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد بن عيسى ، از ربعىّ بن عبداللَّه ، از فضيل بن يسار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « صبر ، نسبت به ايمان ، به منزلهء سَر است ، نسبت به تن ؛ پس هرگاه سر برود ، تن مىرود ، و همچنين هرگاه صبر برود ، ايمان مىرود » .
1695 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ، از على بن نعمان ، از عبداللَّه بن مسكان ، از ابوبصير كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « مردِ آزاده در همهء حالاتِ خويش و بر هر حالى كه باشد آزاده است . اگر مصيبتى به او برسد ، براى آن صبر كند . و اگر مصيبتها بر او درهم كوفته شد و بر بالاى يكديگر نشيند ، او را نشكند ، كه نتواند آن بار را بردارد ، و هر چند كه اسير شود و مقهور و مغلوب گردد ، و آسانى او به دشوارى مبدّل شود ؛ چنانچه يوسف صدّيقِ امين عليه السلام بود كه آزادگى
هامش
( 1 ) . توبه ، 5 .
( 2 ) . بقره ، 191 .