كه : عرض كردم : يابنرسول اللَّه ! ما امروز كسى را به اين صفت نمىشناسيم . فرمود كه :
« اى جابر ! البتّه مذهبهاى باطله تو را به جايى نبرد ، و به آنچه هر كس مىگويد ، اعتقاد نكنى . مردى پنداشته كه مىگويد : على را دوست مىدارم و به آن حضرت موالات مىورزد ، و با اين حال چنان نمىباشد ، كه بسيار عمل را به جا آورد ، و او را همين گفتار كفايت مىكند ؛ پس اگر بگويد كه من رسول خدا صلى الله عليه و آله را دوست مىدارم ، بهتر باشد ؛ زيرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از على عليه السلام بهتر است . بعد از آن ، سيرت و طريقه آن حضرت را پيروى نكند ، و به سنّت آن حضرت عمل ننمايد . دوستى او با آن حضرت هيچ نفعى به او نمىرساند ؛ پس از خدا بپرهيزيد و عمل كنيد از براى تحصيل آنچه در نزد خدا است ، كه در ميان خدا و كسى ، خويشى نيست . و دوستترينِ بندگان به سوى خداى عز و جل ، پرهيزگارترين ايشان ، و عملكنندهترين ايشان است به طاعت آن جناب . اى جابر ! به خدا سوگند كه تقرّب جسته نمىشود به سوى خداى تبارك و تعالى ، مگر به طاعت . و با ما برات بيزارى از آتش جهنّم نيست ، و كسى را بر خدا حجّتى نه . هر كه خدا را فرمانبردار باشد ، دوست ما است ، و هر كه خدا را نافرمان باشد ، دشمن ما است . و به دوستى ما نمىتوان رسيد ، مگر به عمل و پارسايى » .
1623 / 4 . على بن ابراهيم روايت كرده است ، از پدرش و محمد بن اسماعيل ، از فضل بن شاذان و هر دو ، از ابنابىعمير ، از هشام بن حكم ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « چون روز قيامت شود ، جماعتى از مردمان برخيزند و بر درِ بهشت آيند ، و درِ بهشت را بزنند ؛ پس به ايشان گفته شود كه : شما كيستيد ؟ در جواب گويند كه : ماييم ، اهل صبر . به ايشان گفته شود كه : بر چه چيز صبر كرديد ؟ مىگويند كه : بر طاعت خدا صبر مىكرديم و آن را به عمل مىآورديم ، و از نافرمانى خدا صبر مىنموديم و مرتكب آن نمىشديم ؛ پس خداى عز و جل مىفرمايد كه : راست گفتند ، ايشان را داخل بهشت گردانيد . و اين است معناى قول خداى عز و جل :
« إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ »
« 1 » ؛ يعنى : « جز اين نيست كه تمام داده مىشوند صبركنندگان مزد خويش را ، بىآنكه حسابى از براى ايشان باشد » .
( و بعضى گمان كردهاند كه معناى آن ، اين است كه : مزد بىشمار و اندازه به ايشان دهند ،
هامش
( 1 ) . زمر ، 10 .