تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
يا آن‌چه گمان نكنند و نپندارند . ) 1624 / 5 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن سنان ، از فضيل بن عثمان ، از ابوعبيده ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اميرالمؤمنين عليه السلام مىفرمود : هيچ عملى با پرهيزگارى كم نمىباشد ، و چگونه كم باشد ، آن‌چه قبول درگاه خدا مىشود ؟ ! » . 1625 / 6 . حميد بن زياد ، از حسن بن محمد بن سماعه ، از بعضى از اصحاب خويش ، از ابان ، از عمرو بن خالد ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اى گروه شيعيان ، كه شيعهء آل محمديد ! چون بالش و فرشِ ميانه باشيد ، كه غالى به سوى شما باز گردد ، و تالى به شما برسد و ملحق شود » / پس مردى از جملهء انصار كه او را سعد مىگفتند ، به آن حضرت عرض كرد كه : فداى تو گردم ! غالى چيست و چه صفت دارد ؟ فرمود كه : « گروهى هستند كه در شأن ما مىگويند ، آن‌چه را كه ما در حقّ خويش نمىگويم ؛ پس اين گروه از ما نيستند و ما از ايشان نيستيم » . عرض كرد كه : تالى چيست ؟ فرمود : « آن كس كه جوياى خير است و ارادهء آن دارد ، كسى او را به خير مىرساند و بر آن مزد داده مىشود » . بعد از آن ، رو به ما آورد و فرمود : « به خدا سوگند كه با ما از جانب خدا برات بيزارى از آتش جهنّم نيست ، و در ميانهء ما و خدا خويشى نمىباشد ، و نه ما را بر خدا حجّتى است ، و به سوى خدا تقرّب نمىجوييم ، مگر به طاعت ؛ پس هر كه از شما خدا را فرمانبردار باشد ، دوستى ما او را نفع مىبخشد ، و هر كه از شما خدا را نافرمان باشد ، دوستى ما او را نفع نمىماند » . و دو مرتبه فرمود : « واى بر شما ، فريفته مشويد ! » . 1626 / 7 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از عثمان بن عيسى ، از مفضّل بن عمر كه گفت : در نزد امام جعفر صادق عليه السلام بودم ؛ پس عمل‌هاى نيك را ذكر كرديم . گفتم كه : من عملم بسيار ضعيف و كم است . حضرت فرمود كه : « اين را مگو و از خدا آمرزش طلب كن » . بعد از آن به من فرمود كه : « كمى از عمل كه با پرهيزگارى باشد ، بهتر است از بسيارى كه بىپرهيزگارى باشد » . عرض كردم كه : چگونه بسيار مىباشد بىپرهيزگارى . فرمود : « آرى ، مانند آنكه مردى طعام خويش را به مردم مىخوراند ، و با همسايگانِ خود نرمى و مدارايى مىنمايد ، و منزلش پايمال و لگدكوب مردم مىشود - كه كنايه است از بسيارى ميهمان و ميهمانى كردن - ؛ پس هرگاه درى از حرام از برايش بلند و گشوده شود ، در آن داخل شود ، و اين عملى است بىتقوى . و ديگرى هست كه هيچ‌يك از اينها در نزد او نيست ؛ پس چون درى از حرام