تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
فرمود كه : « هر كه خدا را بشناسد ، از خدا مىترسد ، و هر كه از خدا مىترسد ، نفس او به دنيا رغبت نمىكند و آن را ترك مىنمايد » . 1603 / 5 . از او ، از ابن‌ابىنجران ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : گروهى گناهان را مرتكب مىشوند و مىگويند : اميد داريم . و پيوسته همچنين مىباشند ، تا مرگ بر ايشان وارد شود . فرمود كه : « اين گروه ، گروهى هستند كه در آرزوها خود را حركت مىدهند و به آن ميلى مىنمايند ، دروغ گفتند ، ايشان اميدوار نيستند ؛ چرا كه ، هر كه چيزى را اميد داشته باشد ، آن را جستجو مىكند ، و هر كه از چيزى بترسد ، از آن مىگريزد » . 1604 / 6 . و على بن محمد اين را روايت كرده و مرفوع ساخته و گفته است كه : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : گروهى از دوستان و مواليان شما در گناهان واقع مىشوند و مىگويند : اميدواريم . فرمود : « دروغ مىگويند . ايشان دوستان ما نيستند ، بلكه اين جماعت گروهى هستند كه آرزوها ايشان را ميل داده و به حركت درآورده است . هر كه چيزى را اميد داشته باشد ، از براى تحصيل آن كار مىكند ، و هر كه از چيزى مىترسد ، از آن مىگريزد » . 1605 / 7 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از بعضى از اصحاب خويش ، از صالح بن حمزه آن را مرفوع ساخته ، و گفته كه ، امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « از جملهء عبادت خدا آن است كه ، كسى سخت از خداى عز و جل بترسد . خداى عز و جل مىفرمايد كه :
« إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ »
« 1 » ، و ترجمهء آن مذكور شد ، « 2 » و آن جناب جلّ ثناؤه فرموده است كه :
« فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ »
« 3 » ؛ يعنى : « پس مترسيد از مردمان ، و بترسيد از من » . و آن جناب - تبارك و تعالى فرموده است كه :
« وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً »
« 4 » ؛ يعنى : « و هر كه بترسد از خدا ، خدا از برايش قرار مىدهد جاى بيرون شدن را ؛ يعنى : خلاصى از اندوه دنيا و آخرت » . راوى مىگويد كه : حضرت صادق عليه السلام فرمود : « به درستى كه دوستىِ شرف و بزرگوارى و آوازه ، در دل كسى كه ترسان و لرزان باشد ، نمىباشد » .
هامش
( 1 ) . فاطر ، 28 . ( 2 ) . و از ميان بندگان خدا تنها دانايان از او مىهراسند . ( 3 ) . مائده ، 44 . ( 4 ) . طلاق ، 2 .