تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
گفت و من نوشتم . و گفتم : نه ، به خدا سوگند كه بعد از اين ، هرگز حاجتى را از او نمىخواهم . باب در بيان خوف و رجا

33 . باب در بيان خوف و رجا « 1 »

1599 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از على بن حديد ، از منصور بن يونس ، از حارث بن مغيره ، يا پدرش ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : در وصيّت لقمان چه بود ؟ فرمود كه : « در آن چيزها بود كه مردم را به تعجّب مىآورد . و عجيب‌ترينِ آن‌چه در آن وصيّت بود ، اين است كه به پسرش گفت كه : از خداى عز و جل چنان بترس كه اگر با نيكى و ثوابِ جنّ و انس به نزد آن جناب آيى ، تو را عذاب خواهد كرد . و خدا را چنين اميد بدار كه اگر با گناهان جنّ و انس به نزد او آيى ، تو را رحمت خواهد كرد » . بعد از آن ، حضرت صادق عليه السلام فرمود : « پدرم عليه السلام مىفرمود كه : هيچ بنده‌اى مؤمنى نيست ، مگر آنكه در دلش دو نور هست ، يكى نور خوف ، و ديگرى نور رجا . كه اگر اين را بسنجند ، بر آن زيادتى نكند ، و اگر آن را بسنجند ، بر اين زيادتى نكند » . 1600 / 2 . محمد بن حسن ، از سهل بن زياد ، از يحيى بن مبارك ، از عبداللَّه بن جبله ، از اسحاق بن عمّار روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « اى اسحاق ! چنان از خدا بترس كه گويا تو او را مىبينى ، و اگر تو او را نمىبينى ، او تو را مىبيند . و اگر چنين دانى كه او تو را نمىبيند ، كافر شده‌اى . و اگر مىدانى كه او تو را مىبيند و معصيت را از براى او ظاهر مىكنى و در حضور آن جناب مرتكب گناه مىشوى ، او را از همهء نظركنندگان بر خويش ، سهل‌تر و خوارتر قرار داده‌اى » . 1601 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از هيثم بن واقد روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « هر كه از خدا بترسد ، خدا هر چيزى را از او بترساند . و هر كه از خدا نترسد ، خدا او را از هر چيزى بترساند » . 1602 / 4 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن ابىعبداللَّه ، از پدرش ، از حمزة بن عبداللَّه جعفَرى ، از جميل بن درّاج ، از ابوحمزه كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام
هامش
( 1 ) . و خوف ، ترسيدن و رجا ، اميد داشتن است . ( مترجم )