تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
قيامت ، و حال آنكه آتش در شكمش زبانه مىكشد ، تا آنكه زبانهء آتش از دهانش بيرون آيد ، و اهل موقف كه در صحراى قيامت جمع‌اند ، همه او را بشناسند كه خورندهء مال يتيم است . و در باب كيل فرو فرستاده كه :
« وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ »
« 1 » ؛ يعنى : « واى بر كاهندگان در كيل و وزن » . « 2 » و حضرت مىفرمايد : « خدا ويل را از براى كسى قرار نداد ، تا آنكه او را كافر ناميد . خداى عز و جل فرموده‌است :
« فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ يَوْمٍ عَظِيمٍ »
« 3 » ؛ يعنى : « پس واى بر آنها كه كافر شدند از وقت حاضر شدن در روز بزرگ كه روز قيامت است ، و يا از مشاهدهء احوال آن روز ، يا شهادت در آن روز » . و در باب عهد و پيمان فرو فرستاد كه :
« إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ »
« 4 » ؛ يعنى : « به درستى كه آنها كه مىفروشند و بدل مىكنند عهدى را كه با خدا بسته‌اند ، و سوگندهاى خويش را كه ياد مىكنند به بهايى اندك كه متاع حقير دنيا است ، اين گروه ، هيچ بهره‌اى نيست از براى ايشان ، در آخرت و ثواب آن . و خدا با ايشان سخن نكند ، و به سوى ايشان ننگرد در روز قيامت ؛ يعنى به ايشان خوارى رساند ، و بر ايشان غضبناك باشد ، و ايشان را پاك نسازد از پليدى گناه ، يا بر ايشان ثنا نكند ، و ايشان را مدح نفرمايد ، و از براى ايشان است عذابى دردناك يا دردآورنده » . و حضرت مىفرمايد : « خلاق به معنى نصيب و بهره است ؛ پس آنكه او را در آخرت هيچ بهره‌اى نباشد ، به چه چيز داخل بهشت مىشود . و در مدينه فرو فرستاد كه :
« الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ »
« 5 » ؛ يعنى : « مرد زناكار نكاح نمىكند ، مگر زن زناكار يا شرك‌آورنده‌اى را ، و زن زناكار به نكاح درنياورد او را ، مگر مرد زناكار يا شرك‌آورنده‌اى ، و حرام گردانيده شده است اين نكاح بر مؤمنان « 6 » » . و حضرت مىفرمايد : « پس خدا مرد زناكار را مؤمن ، و زن زناكار را مؤمنه نناميد . و رسول خد صلى الله عليه و آله فرمود - و اهل علم در آن شك ندارند كه آن حضرت
هامش
( 1 ) . مطففين ، 1 . ( 2 ) . و ويل ، كلمه‌اى است جامع جميع بدىها ؛ يعنى انواع عذاب و عتاب و شدّت محنت . ( 3 ) . مريم ، 37 . ( 4 ) . آل عمران ، 77 . ( 5 ) . نور ، 3 . ( 6 ) . و آيا حكم اين آيه منسوخ است يا حرمت ، حرمت تنزيهى است ، يا اعتياد به اين امر حرام است ، خلاف‌است . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 101 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى