نفرمايد ) و نيستند ايشان بيرون آيندگان از آتش جهنّم و هميشه در آن باشند » .
بعد از آن ، حضرت باقر - صلوات اللَّه عليه - فرمود : « اى جابر ، به خدا سوگند ، كه ايشان امامان گروه ظالمان و شيعيان ايشانند » .
972 / 12 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از ابو داود مسترق ، از على بن ميمون ، از ابن ابى يعفور روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « سه كسكه خدا در روز قيامت به سوى ايشان نظر نمىفرمايد ( و اين كنايه از بى التفاتى است ؛ چون سخن نگفتن كه در نظير اين حديث گذشت ) و ايشان را پاك نمىسازد از پليدى گناه ( يا ايشان را مدح نمىكند ) و از براى ايشان است عذابى دردناك ( يا درد آورنده ) : كسى كه امامت را از جانب خدا ادعا كند و امامت از براى او نباشد ، و كسى كه امامى را كه از جانب خدا باشد انكار كند ، و كسى كه گمان كند كه اين دو كس را در اسلام بهرهاى هست » .
86 . باب در بيان حال كسى كه خداى عزّوجلّ را عبادت كند بىامامى كه از جانب خداى جلّ جلاله باشد
973 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند از احمد بن محمد از ابن ابى نصر ، از امام موسى كاظم عليه السلام در قول خداى عزّوجلّ :
« وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ »
« 1 » ، كه آن حضرت فرمود : « مقصود خدا ، كسى است كه فرا گيرد دين خويش را رأى خويش ( كه در امر دين براى خويش عمل كند ) ، بى پيروى امامى از ائمه هدى عليه السلام » .
974 / 2 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از صفوان بن يحيى ، از علاء بن رزين ، از محمد بن مسلم روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : ( تا آخر آنچه در باب معرفت امام عليه السلام مذكور شد ، و چون محض تكرار بود لهذا در ترجمه به حواله اكتفا نموده ) « 2 » .
هامش
( 1 ) . قصص ، 50 .
( 2 ) . « هر كه خداى عزّوجلّ را اطاعت و عبادت كند ، به عبادتى كه نفس خود را در آن به زحمت و مشقت اندازد ، و او را امامى از جانب خدا نباشد ، سعى و كوشش كه كرده ، مقبول نمىگردد ، و حال آنكه او گمراه و سرگردان و حيران است و خدا اعمال او را دشمن مىدارد و داستان اين كس ، چون داستان گوسفندى است كه راه غلط كرد ، و از شبان و گلهء خود دور افتاد ، پس ناگاه مىرفت و مىآمد و آرام نمىگرفت ، و در همهء آن روز در حركت بود . پس چون پردهء شب او را پوشيد و جهان تيره و تار گرديد ، گلهء گوسفندى را ديد كه با شبان خود مىروند ، پس به سوى آن گله ميل نمود و بى جستجو با آن همراه شد ، به گمان آنكه اين گله و شبان اوست ، و به واسطهء آن فريفته شد و گول خورد . پس با آنها شب به روز آورد در آرامگاه و آغلى كه داشتند . پس چون هوا روشن شد و آن شبان گلّهء خويش را بيرون كرد و