تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 984

مساهمون:

ص٩٨٤
نظر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم باكى نيست كه دست از لزوم محبت آنان برداشت وشگفتى ندارد كه از تمسك به موالات آنان چشم پوشيد وروى گرداند ، زيرا حضرتش دوست مى داشت كه با دشمنان خدا دشمنى كند گرچه خاندانش باشند ، چنان كه دوست مى داشت كه با دوستان خدا دوستى نمايد گرچه از نظر خويشاوندى بس دور از وى باشند . شاهد بر اين ، اجماع أمت است بر آن كه خداوند دشمنى با مرتد ومنافق را واجب ساخته گرچه از ياران رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم باشد وخود رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بدين كار دستور داده وفرا خوانده است ، زيرا خود حضرتش بريدن دست دزد وتازيانه زدن تهمت زننده ودختر زناكار را واجب ساخت گر چه از مهاجران يا أنصار باشد . آيا نمى بيني كه فرمود : اگر فاطمه دزدى كند دستش را قطع مى كنم ؟ ! مى بينيم كه درباره دخترش كه به منزله جان أو است در دين خدا محاباتى ندارد ودر حدود الهى ملاحظه أو را نمى كند . ونيز أصحاب افك ( 1 ) را از جمله مسطح بن أثاثه را كه از بدريان بود تازيانه زد . وانگهى اگر جايگاه ياران رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به پايه اى است كه در صورت معصيت خدا هم نبايد با آنان دشمنى ورزيد واز آنان بدگويى نمود بلكه واجب است كه به خاطر صحابي بودن حرمتشان را پاس داشت واز عيبها وگناهان شان چشم پوشيد ، بي شك بايد با يار موسى كه ثناى أو در قرآن آمده ، پس از آن كه پيرو هواي نفس خود شد وبه تعبير قرآن از جامه آياتي كه به أو داده شده بود بيرون آمد وگمراه شد باز هم چنين معامله كرد ، ونيز سزاوار بود كه گوساله پرستان از ياران موسى از چنين شأني برخوردار باشند ، زيرا همه آنان از ياران پيامبرى بزرگ از پيامبران خداى سبحان بودند . ونيز : اگر صحابه براي خود چنين منزلتي قائل بودند خود بهتر مى دانستند ،
هامش
( 1 ) - داستان آن در أوايل سوره مباركه نور آمده است . ( م )