تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 983

مساهمون:

ص٩٨٣
أبى طالب ودو فرزندش حسن وحسين را بر منابر شام لعن مى كرد ودر قنوت نمازها بر آنان نفرين مى فرستاد با آن كه آنان زنده بودند ودر عراق زندگى مى كردند . ونيز أبو بكر وعمر سعد بن عباده را در حال حيات وى لعن كردند واز وى بيزارى جستند وأو را از مدينه به شام تبعيد كردند . ونيز عمر خالد بن وليد را پس از قتل مالك بن نويرة لعنت كرد . وپيوسته لعن كردن در ميان مسلمانان امر آشكارى بود هر گاه از انسان معصيتي مى ديدند كه موجب لعن وبيزارى بود . واگر اين امر معتبرى بود كه شأن زيد به خاطر عمرو حفظ شود ومورد لعن قرار نگيرد ، مى بايست شأن صحابه را درباره اولادشان پاس داشت وأولاد آنها را به خاطر پدرانشان لعن نكرد ، بنابر اين مى بايست شأن سعد بن أبى وقاص حفظ شود وفرزندش عمر بن سعد قاتل حسين عليه السلام لعن نشود ، وشأن معاوية حفظ شود وفرزندش يزيد حادثه آفرين حره ( 1 ) وقاتل حسين عليه السلام وترساننده أهل مسجد الحرام در مكة لعن نگردد ، وشأن عمر بن خطاب درباره فرزندش عبيد الله قاتل هرمزان ( كه بي گناه بود ) ومحارب با علي عليه السلام در صفين حفظ گردد . بايد توجه داشت كه اگر خوددارى از دشمنى با دشمنان خدا از أصحاب پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم حفظ شأن پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم درباره أصحاب وى ورعايت عهد وپيمان حضرتش محسوب مى شد اگر گردن ما را هم مى زدند باز با آنان دشمنى نمى كرديم ، ولى دوستى رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم با أصحاب خود مانند دوستى افراد ناداني نبود كه از روى تعصب با يكديگر دوستى مى كنند ، وبي شك رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم دوستى ياران خود را از آن جهت واجب ساخت كه مطيع خدا بودند ، وهر گاه كه معصيت خدا كنند ومايه وجوب محبتشان را از دست دهند ديگر در
هامش
( 1 ) - حره محلى است در مدينه كه پس از حادثه كربلا ، سپاه شام انقلابيون آنجا را سركوب كردند وهمه را قتل عام نمودند . ( م )