تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 944

مساهمون:

ص٩٤٤
رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم خانواده وخويشانى جز بنى أمية دارد ! وأبو الحسن مدائنى روايت كرده كه مردى برايم گفت : من در شام بودم ونشنيدم كه كسى ديگرى را به نام على يا حسن يا حسين بنامد يا صدا بزند ، وتنها نامهاى معاوية ووليد ويزيد را مى شنيدم ، تا آن كه به مردى رسيدم واز أو آبى طلب كردم وأو صدا مى زد : اى على ، اى حسن اى حسين گفتم : اى مرد ، شاميان از اين گونه نامها ندارند ! گفت : راست مى گويى ، آنان فرزندان خود را به نامهاى خلفا مى نامند وچون فرزند خود را لعن كنند يا دشنام دهند در واقع خلفا را لعن كرده اند ، ومن براي آن كه خلفا را دشنام ندهم فرزندان خود را به نامهاى دشمنان خدا ناميده أم كه هر گاه يكى از آنها را دشنام دهم يا لعن كنم دشمنان خدا را لعن كرده باشم . ( 1 ) 55 - ونيز گويد : عمر بن عبد العزيز رضي الله عنه گويد : كودكى بودم ونزد يكى از أولاد عتبة بن مسعود قرآن مى خواندم ، روزى سرگرم بازى با كودكان ديگر بودم وعلى را لعن مى كرديم ، أستاذ را خوش نيامد وداخل مسجد شد . من كودكان را رها كرده ونزد أو رفتم تا درسم را بر أو بخوانم . تا مرا ديد به نماز برخاست ونماز را طول داد مانند كسى كه مى خواهد به من بىاعتنايى كند ومن آن حال را احساس كردم . چون از نماز فارغ شد در صورت من چهره دركشيد ، گفتم : چرا شيخ چنين مى كند ؟ گفت : پسركم ، تو بودى كه امروز على را لعن مى كردى ؟ گفتم : آرى ، گفت : از آن موقعى كه خداوند از أهل بدر راضى شد كي دانسته اى كه بر آنان خشم گرفته است ؟ گفتم : پدر جان ، مگر على از أهل بدر بوده است ؟ گفت : واي بر تو ، مگر همه بدر جز براي أو بوده است ؟ ( جنگ بدر به دست أو اداره شده است ) . گفتم : ديگر لعن نمى كنم . گفت : تو را به خدا ديگر چنين نمى كنى ؟
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغة 7 / 159 .