تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 943

مساهمون:

ص٩٤٣
وانديشمندان وخردمندان ايشان گفت : اين أبو تراب كه خطيب بر بالاى منبر لعنش مى كند كيست ؟ گفت : فكر مى كنم يكى از دزدان فتنه انگيز باشد . ( 1 ) 53 - نصر بن مزاحم گويد : جوانى به سوى ياران علي عليه السلام بيرون شد واين اشعار مى خواند : أنا ابن أرباب الملوك غسان * والدائن اليوم بدين غسان أنبأنا أقوامنا بما كان * أن عليا قتل ابن عفان ( من فرزند شاهان غسان هستم وامروز مى خواهم دين غسان را پس بگيرم ) . ( أقوام ما حوادث را به ما خبر داده اند كه على پسر عفان ( يعنى عثمان ) را كشته است ) . آن گاه حمله كرد وپيوسته شمشير مى زد وعلي عليه السلام را لعن مى كرد ودشنام وناسزا مى گفت ودر نكوهش أو اغراق مى نمود . هاشم بن عتبه به أو گفت : اين سخن دشمنى به دنبال دارد وپس از اين جنگ حسابي در كار است ، پس از خدا بترس ، كه تو به سوى پروردگارت باز خواهى گشت وأو تو را از اين موقف وآنچه مقصود توست بازخواست خواهد كرد . جوان گفت : من از آن رو با شما مى جنگم كه رهبر شما چنان كه به من گفته اند نماز نمى خواند وشما نيز نماز نمى خوانيد ، واز آن رو با شما مى جنگم كه رهبر شما خليفه ما را كشته وشما نيز أو را بر اين كار يارى داده أيد ! ( 2 ) 54 - ابن أبي الحديد گويد : چون حكومت أبو العباس سفاح پا گرفت ده تن از اميران شام به نزد أو آمده وبه خدا وطلاق زنان وسوگندهاى بيعت قسم ياد كردند كه تا هنگام كشته شدن مروان ( آخرين خليفه أموي ) نمى دانستند كه
هامش
( 1 ) - مروج الذهب 3 / 42 . ( 2 ) - وقعة صفين / 354 .