باد كه آن گاه كه مرا خوانند تو را نيز خوانند ، وآن گاه كه مرا جامه پوشند تو را نيز
پوشند ، وآن گاه كه من زنده مىشوم تو نيز زنده مى گردى ) . ( 1 )
( فضائل علي عليه السلام ومسند أحمد )
9 - ( اى انس ، آب وضو بر دستم بريز . سپس برخاست ودو ركعت نماز
گزارد . آن گاه فرمود : نخستين كسى كه از اين در بر تو در آيد پيشواى پرهيزگاران ،
سرور مسلمانان ، رئيس دين ، خاتم وصيين ، وپيشرو سپيد چهرگان است .
انس گويد : پيش خود دعا كرده ، گفتم : خداوندا ، أو را يكى از مردان أنصار
قرار ده . آن گاه علي عليه السلام آمد . رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود : انس ، كه آمد ؟ گفتم : على
است . پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم با شادمانى برخاست وبه استقبال أو شتافت ، أو را در آغوش
گرفت وبا دست خود عرق از پيشانى أو پاك مى كرد . على گفت : اى رسول خدا
- كه درود خدا بر تو وآل تو باد - مى بينم كه امروز با من كارى بي سابقه انجام
مى دهى ! فرمود : چرا نكنم وحال آن كه تو از سوى من پيام مى گزارى ، وصداى
مرا به گوش مردم مى رسانى وپس از من در اختلافات آنان حق را روشن
مى سازى ) . ( حلية الأولياء أبو نعيم )
10 - ( سرور عرب ، على را برايم فرا خوانيد . عايشه گفت : مگر شما سرور
عرب نيستيد ؟ فرمود : من سرور فرزندان آدمم وعلى سرور عرب است . چون
علي عليه السلام آمد ، پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم در پى أنصار فرستاد ، همين كه آمدند فرمود : اى گروه
أنصار ، آيا شما را دلالت نكنم بر چيزى كه اگر بدان چنگ زنيد هرگز گمراه
نگرديد ؟ گفتند : چرا ، اى رسول خدا . فرمود : اين على است ، أو را به دوستى من
دوست بداريد ، وبه گرامىداشت من گرامى بداريد ، زيرا جبرئيل از سوى خداوند
هامش
( 1 ) - شايد لفظ ( تحيى إذا حييت ) ( تحبى إذا حبيت ) باشد ، يعنى هر گاه به من چيزى بخشند به تو
نيز بخشند . ( م )