تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 915

مساهمون:

ص٩١٥
آتش زدى ! گفتم : صله رحم كردى ، اگر اين مال خود توست كه به ارث برده اى يا كسى به تو داده يا از راه كسب وتجارت به دست آورده اى از دو حال بيرون نيست : يا اين است كه من مى گيرم وشكر آن به جا مى آورم يا همه را مى گيرم وبه زحمت مىافتم ، واگر اينها از مال خداست وحق مسلمانان ويتيمان ودر راه ماندگان در آن است ، پس به خدا سوگند كه حق ندارى به من ببخشى ومن هم حق ندارم بستانم . عثمان گفت : به خدا كه هيچ گاه زير بار نمى روى ! آن گاه برخاست وبا آن تركه وچوب دستى بر من زد وبه خدا كه من دست أو را باز نگرداندم تا هر چه خواست زد ونظر خود را تأمين نمود ، من هم لباس خود را پوشيدم وبه منزل بازگشتم . . . ( 1 )

گلايه امام عليه السلام از سستى ياران خود

28 - ابن أبي الحديد از إبراهيم ( ثقفى ) روايت كرده : ( پس از آن كه سفيان بن عوف غامدى بر أهل شهر انبار حمله كرد وعده اى را كشت وأموال آنها را غارت كرد ) مردى از أهل انبار به سوى علي عليه السلام شتافت وواقعه را گزارش داد ، حضرت بر منبر رفت وبراي مردم سخنرانى نمود وفرمود : ( برادر بكرى شما در شهر انبار گرفتار شد وبا عزت وشهامت بسيار ترسى به خود راه نداده پاداش الهى را بر دنيا برگزيد وبه شهادت رسيد ، اينك دشمن را تعقيب كنيد تا به آنان دست يابيد ، اگر توانستيد چنان ضربه اى به آنان زنيد كه اين عقوبت براي هميشه آنان بس باشد وتا زنده اند انديشه حمله به عراق را از سر به در كنند ) . آن گاه
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغة 9 / 16 . شگفتا از مردى كه از فراريان در جنگ أحد بوده واينك كه قدرت به دست آورده ومى داند علي عليه السلام بنا به مصلحت اسلام اقدامى نمى كند به خود جرأت مى دهد وچوب تأديب به روى آن حضرت مى كشد ! به خدا سوگند كه اگر اين خبر واقعيت داشته باشد دليل بر كمال مظلوميت وكوه صبر آن امام مبين است . ( م )