تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 917

مساهمون:

ص٩١٧
كسى كه مى خواهد خار را با خار بيرون كشد كه مى داند مايه افزونى درد خواهد شد . خداوندا ، طبيبان اين درد جانكاه وبي درمان خسته شدند وآبكشان از اين طنابهاى چاه درمانده گشتند . ( 1 ) 31 - وفرمود : اى مرد نمايان نامرد ، كودك صفتان ونو عروس خردان ، كاش شما را نديده ونمى شناختم ، اين آشنايى جز افسوس واندوه چيز ديگرى برايم در بر نداشت ، خدا شما را بكشد كه دلم را خسته وسينه أم را پر از خشم وكين ساختيد وغم واندوه را جرعه جرعه به كامم ريختيد ، وآن قدر با نافرمانى وبي تفاوتى برنامه هاى مرا به هم زديد تا آن كه قريش گفتند : ( پسر أبو طالب مرد دليرى است اما با شيوه جنگ آشنا نيست ) . زهى گستاخى ! آيا هيچ يك از آنها در كار جنگ پر كارتر وپيش گام تر از من بوده است ؟ من هنوز بيست سال نداشتم كه دست به پيكار زدم واكنون كه از شصت گذشته أم دست از آن بر نداشته أم . اما افسوس ، آن كس كه به فرمانش نروند تدبير ورايش به كار نيايد . ( 2 ) 32 - وفرمود : به من خبر رسيده كه بسر به يمن لشكر كشيده است ، به خدا سوگند كه من گمان مى كنم اين قوم با گرد آمدن به گرد باطل خود ، وپراكندگى شما از پيرامون حق خود ، ونافرمانى شما از امام بر حق وفرمانبردارى آنها از پيشواى باطل ، وامانت دارى آنها وخيانت شما ، ودرستى آنها در شهرهاى خود ونادرستى شما ، سر انجام دولت را از چنگتان به در آورند وبر شما چيره گردند . چندان به شما بي اعتمادم كه مىترسم اگر قدحى به كسى بسپارم بند آن را بربايد . خداوندا ! من از اينان آزرده أم واينان از من ، ومن از اينان دل تنگم واينان از من ، پس مرا يارانى بهتر از ايشان ده ، وكسى بدتر از من بر ايشان گمار . خداوندا ،
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة ، خطبه 119 . اختصاص مفيد / 156 . ( 2 ) - نهج البلاغة ، خطبه 27 .