تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
برو به اشتر بگو : به نزد من بازگردد كه آشوب به پا شده است . يزيد به نزد اشتر رفت وجريان را گفت . اشتر گفت : آيا به خاطر بالا رفتن اين قرآن ها آشوب شده است ؟ گفت : آرى ، اشتر گفت : به خدا سوگند وقتي اين قرآن ها افراشته شد پنداشتم كه موجب اختلاف وتفرقه خواهد شد ، اين طرح پسر نابغة ( عمروعاص ) است . سپس به يزيد بن هانى گفت : واي بر تو ، مگر پيروزى را نمى بيني ؟ مگر گرفتارى آنها را نمى بيني ؟ مگر نمى بيني كه خداوند چه بهره اى را نصيب ما ساخته است ؟ آيا سزاوار است كه اينك دست برداريم وباز گرديم ؟ يزيد گفت : آيا دوست دارى كه در اينجا پيروز شوى وأمير مؤمنان در جايى كه هست لشكر از اطرافش پراكنده شوند وأو را به دشمن سپارند ؟ گفت : سبحان الله ، نه به خدا سوگند چنين چيزى را دوست ندارم . يزيد گفت : آنان سوگند ياد كرده وگفته اند كه يا سراغ اشتر فرست كه بازگردد يا با همين شمشيرهاى خود تو را مانند عثمان مىكشيم يا به دشمنت مىسپاريم . اشتر بازگشت وچون به آن گروه رسيد فرياد زد : اى فرو مايگان سست اراده ، حالا كه شما بر آنان برترى يافته أيد ودانسته اند كه شما پيروز خواهيد شد قرآن بر سر نيزه كرده وشما را به حكم آن فرا مى خوانند ؟ ! در حالي كه به خدا سوگند فرمان خدا در قرآن را رها كردند واز سنت كسى كه قرآن بر أو نازل شده دست برداشتند ! پس اين دعوت آنها را نپذيريد وچند لحظه مرا مهلت دهيد كه من فتح وپيروزى را احساس كرده أم . گفتند : تو را مهلت نمى دهيم . اشتر گفت به اندازه يك تاختن أسب مرا مهلت دهيد كه اميد پيروزى دارم . گفتند : آن گاه در گناه با تو شريك خواهيم شد . اشتر گفت : اينك كه بزرگان وسران شما كشته شده وفرومايگانتان باقي مانده اند مرا بگوييد كه شما كي بر حق بوديد ؟ آيا هنگامى كه با شاميان مىجنگيديد حق بوديد وحال كه دست از جنگ با آنان كشيده أيد بر باطليد يا اينك كه دست از پيكار شسته أيد بر حقيد ؟ اگر چنين است پس