تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 903

مساهمون:

ص٩٠٣
مثل أو نيستى ، أو با تو بر سر چيزى مىجنگد وتو بر سر چيز ديگر ، تو مى خواهى زنده بمانى وأو طالب شهادت است ، وعراقيان در صورت پيروزى تو از تو بيم دارند ولى شاميان در صورت پيروزى على از وى بيم ندارند ، پس چيزى را به آنان پيشنهاد كن كه چه بپذيرند وچه رد كنند ميانشان اختلاف خواهد افتاد ، آنان را به كتاب خدا دعوت كن كه ميان تو وآنان داورى كند ، وتو با اين كار به هدف خود در برابر آنان دست يافته اى ، ومن پيوسته همين نظر را داشتم ولى گذاشتم تا وقت نياز به تو بگويم . معاوية آن را پسنديد وگفت : راست مى گويى . نصر گويد : عمرو بن شمر از جابر بن عمير انصارى روايت كرده كه گفت : . . . سوگند به خدايى كه محمد را به حق به پيامبرى برانگيخت ما نشنيده أيم كه از روزى كه خداوند آسمانها وزمين را آفريده هيچ رئيس قومي به اندازه علي عليه السلام به دست خود اين همه دشمن را از پاى در آورده باشد ، آن حضرت طبق آمار شمارندگان بيش از پانصد نفر از سران عرب را كشت ، با شمشير كمانى خود به ميدان كارزار آمده ومى گفت : عذرم به پيشگاه شما وخداوند در اين كار پذيرفته است ، من مى خواستم اين شمشير را بشكنم ( يا غلاف كنم ) ولى يك سخن رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مرا از آن بازداشت ، من با ذو الفقار در دفاع از آن حضرت مى جنگيدم وأو مى فرمود : ( شمشيرى جز ذو الفقار ، وجوانمردى جز على نيست ) . راوي گويد : ما شمشير را از أو مى گرفتيم وخود پيش مىافتاديم ولى باز آن را از دست ما مى گرفت وخود را به عرض صف دشمن مى زد ودر ميان آنها نفوذ مى كرد ، به خدا سوگند كه هيچ شيرى خشمگين تر وضربه زننده تر از أو بر دشمنش نبود . نصر گويد : عمرو بن شمر از جابر نقل كرده كه گفت : من از تميم بن حذيم