تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 864

مساهمون:

ص٨٦٤
بيعت كنند . خالد گفت : تو نمى دانى كه من در اين باره چه گفته أم ؟ گفت : نه ، گفت : پس از من بشنو ، آن گاه اين شعر را خواند : يروم ابن هند نذره من نسائنا * ودون الذي يبغي سيوف قواضب ( پسر هند آهنگ آن كرده كه عهد خود را درباره زنان ما عملي سازد اما در برابر اين خواسته شمشيرهاى تيز وبران قرار دارد ) .

8 - جارية بن قدامه ومعاوية

معاوية به دربان گفت : أو را بيرون بر وجارية بن قدامه را داخل ساز . چون جاريه كه مرد كوتاه قدى بود داخل شد معاوية گفت : تو در جنگ صفين در ميان قبيله سعد بر ما أسب تاختى وآنان را به فتنه وآشوب تشويق مى نمودى وبر كينه هاى گذشته بر مىانگيختى وبا قاتلان أمير المؤمنين عثمان همكارى مى كردى وبا أم المؤمنين عايشه جنگيدى ، مگر تو جز يك جاريه ( كنيز ) هستى ؟ ! جاريه گفت : خداوند نام مرا بر نام تو برترى داده ، گفت : چطور ؟ گفت : زيرا جاريه هر چه باشد از قبايل وخاندانهاى عرب است ولى معاوية از سگان مادة ! واين كه از أمير المؤمنين عثمان ياد كردى ، اين شما بوديد كه دست از يارى أو شستيد وأو را كشتيد ودر مثل است كه ( خانه نزد شتر آبكش است ) . اما أم المؤمنين عايشه ، چون در كتاب خدا نگريستيم حقي براي أو بر خود لازم نديديم جز آن كه أو مى بايست از خدايش فرمان مى برد ودر خانه اش مى نشست ، وچون حجاب از چهره برافكند حقي كه بر گردن ما داشت از بين رفت . اما اين كه در روز صفين أسب بر تو تاختم براي اين بود كه خواستى ما را تشنه لب گردن زنى ، از اين رو بىباكانه بدون عاقبت انديشى وبيم از هر خطرى در ركاب سابقه دارترين مسلمانان وخوش گفتارترين آنان وداناترين آنها به كتاب خدا وسنت پيامبر كه با بصيرت كامل به جنگ تو آمد وتو بر تعصب جاهليت
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 864 | حسين استاد ولي / أحمد الرحماني الهمداني