تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
كردى براي تو وقوم توست ) ( 1 ) وما قوم أو هستيم ، وفرموده : ( براي پيوند والفت قريش چنين وچنان كرديم ) ( 2 ) وما قريش هستيم ، وبه پيامبر خود فرموده : ( خويشان نزديكت را بيم كن ) ( 3 ) وما خويشان نزديك اوييم . صعصعه گفت : آرام باش اى معاوية ، ( اين همه لاف مزن ) زيرا خداوند مى فرمايد : ( وقوم تو قرآن را دروغ انگاشتند در صورتي كه حق است ) ( 4 ) وشما قوم أو هستيد ، وفرموده : ( پيامبر ( روز قيامت ) گويد : پروردگارا ، قوم من اين قرآن را مهجور داشتند ) ، ( 5 ) واى معاوية اگر ادامه دهى ادامه خواهم داد ، وبا اين سخن معاوية را محكوم وساكت نمود .

7 - خالد بن معمر ومعاوية

معاوية به دربان گفت : أو را بيرون بر وخالد بن معمر سدوسى را داخل ساز . چون داخل شد معاوية گفت : اى خالد ، تو را در جنگ صفين ديدم كه بر أسب تيزتك خود سوار بودى وبا شمشير با شاميان مى جنگيدى ! خالد گفت : اى معاوية ، به خدا سوگند كه از كار گذشته أم پشيمان نيستم وپيوسته بر اين آهنگم استوار ودلخوشم ، وبا اين حال خود را مقصر مى دانم ، وخداست كه بايد از أو يارى جست واوست كه تدبير مى كند . معاوية گفت : اى خالد تو نمى دانى كه من با خود عهد كرده أم كه وقتي به قوم تو رسيدم با آنها چه كنم ؟ گفت : نه ، گفت : عهد كرده أم كه مردان جنگى را هشدار دهم وزنانشان را أسير كنم . آن گاه ميان مادران وكودكان جدايى افكنم تا همه
هامش
( 1 ) - سوره زخرف / 44 . ( 2 ) - سوره قريش / 1 - 4 . ( 3 ) - سوره شعراء / 214 . ( 4 ) - سوره انعام / 66 . ( 5 ) - سوره فرقان / 30 .