تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 860

مساهمون:

ص٨٦٠
يذكرني أبا الحسن عليا * وخطبي في أبي حسن جليل فكان جوابه مني شديدا * ويكفى مثله مني القليل وقد قال الوليد وقال عمرو : * عدى بعد صفين ذليل فقلت : قدصدقتم هد ركني * وفارقني الذين بهم أصول سيخسر من يوادده ابن هند * ويربح من يوادده الرسول ( معاوية پسر هند با من مجادله مى كند ولى راهى به هدف خود نمى يابد ) . ( مرا ياد أبو الحسن على مى اندازد در حالي كه اندوه بزرگى از فراق أو به دل دارم ) . ( من پاسخ سختى براي أو دارم ، البتة پاسخ اندك من براي أمثال أو كافى است ) . ( وليد وعمرو گويند : عدى پس از جنگ صفين خوار وذليل گشته است ) . ( گويم : راست مى گوييد ، أركان وجودم شكسته وآنان كه در پناهشان بر دشمن حمله مى بردم از من مفارقت جسته اند ) . ( زودا كه هواداران پسر هند زيان بينند وهواداران پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم سود برند ورستگار گردند ) . 4 - ابوطفيل عامر بن واثلة ومعاوية معاوية به دربان گفت : أو را بيرون بر وعامر بن واثلة را داخل ساز . چون داخل شد معاوية به أو خوشامد گفت ، يارانش گفتند : اين كيست كه به أو خوشامد گويى اى اميرمؤمنان ؟ گفت : اين دوست أبو تراب ، دلاور أهل عراق وشاعر آنان در جنگ صفين است . گفتند : پست ترين دلاور وبدزبان ترين شاعر ! وبه أو ناسزا گفتند . ابوطفيل به خشم آمد وگفت : هان اى معاوية ، به خدا سوگند اينان مرا دشنام ندادند وأصلا نمى دانم كه اينها كيستند ، تويى كه مرا دشنام دادى ! بگو
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 860 | حسين استاد ولي / أحمد الرحماني الهمداني