تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠
خوبى مى دانم ، ولى هرگز اصلاح شما را به بهاى تباهى خودم مصلحت نمى بينم ، خداوند گرد خوارى بر چهره هاتان بنشاند ) ! ( 1 ) از سخنان فوق دانسته مى شود كه علي عليه السلام راه فرصت طلبي وروش به چنگ آوردن قدرت وحكومت را به خوبى مى دانست ولى به جهت ديندارى آنها را به كار نمى برد ، زيرا پيروزى ورستگارى در نظر آن حضرت جز تحصيل رضاى خدا وعمل به حق وعدل چيز ديگرى نبود ، وحضرتش آمادگى داشت كه براي تأمين اين هدف جان خود وحكومت وهر چه را كه در نظرش عزيز است قرباني كند . ابن أبي الحديد گويد : روزى فاطمه عليها السلام آن حضرت را به قيام وشورش تحريك نمود ، امام ناگهان صداى مؤذن را شنيد كه : ( أشهد أن محمدا رسول الله ) ، به فاطمه عليها السلام فرمود : آيا مىپسندى كه اين صدا از روى زمين محو شود ؟ پاسخ داد : نه ، فرمود : اين همان چيزى است كه من مى گويم . ( 2 ) ونيز گويد : بدان كه يك سياست مدار زماني مى تواند به سياست نهايى دست يابد كه به رأى خود وآنچه صلاح ملك ومملكتش واستوارى پايه هاى حكومتش در آن است عمل كند خواه موافق با شرع باشد يا نباشد . وهر گاه در سياست وتدبير خود به آنچه گفتيم عمل نكند بعيد است كأرش انتظام يابد وحالش سر وسامان پيدا كند ، وأمير مؤمنان مقيد به قيود شريعت بود وگرايش به پيروى از شرع ودست كشيدن از همه آراء جنگى وحيله وچاره سازى داشت كه كأرش را پيش مى برد ولى با شريعت سازگار نبود ، بنابر اين روش حكومتى أو مانند روش ديگران كه چنين التزامى ندارند نبود .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة ، خطبة 68 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغة 11 / 123 .