تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 722

مساهمون:

ص٧٢٢
عاجزند . واز مردم همان را مى خواهد كه خود داراى آن است واين چيزى است كه شيران هم مدعى آن نيستند واز عهده آن بر نمى آيند ) . البتة همه نفوس از يك جوهر وهمه طبيعتها ومزاجها از يك نوع نيستند ، واين شجاعت ودلاورى خاصيتى است كه تنها در بندگان برگزيده الهى در زمانهاى طولانى وروزگاران در از پيدا مى شود . ما از تاريخ قبل از طوفان كه خبر نداريم اما از بعد از طوفان تا به حال به ما خبري نرسيده است كه اين همه شجاعت ودلاورى كه به اين مرد داده اند به احدى از فرقه هاى عالم از ترك وفارس وعرب وروم وديگران داده باشند . . . ( 1 ) 2 - علامه ابن أبي جمهور احسائى گويد : جابر انصارى روايت كرده است كه : در بصره با اميرمؤمنان عليه السلام حضور داشتم وهفتاد هزار نفر با آن زن ( عايشه ) گرد آمده بودند ، ولى هر فراريى را ديدم مى گفت : على مرا فرارى داد ، وهر مجروحى را ديدم مى گفت : على مرا مجروح ساخت ، وهر كسى كه در حال جان دادن بود مى گفت : على مرا كشت ، در سمت راست لشكر صداى علي عليه السلام را مى شنيدم ودر سمت چپ هم صداى علي عليه السلام را مى شنيدم ، بر طلحه كه به خاك وخون افتاده بود وتيرى در سينه اش نشسته بود گذشتم وپرسيدم : اين تير را چه كس به تو افكند ؟ گفت : علي بن أبي طالب . ( 2 ) گفتم : اى حزب بلقيس واي حزب إبليس ، على تيرى نيفكند وتنها شمشير به دست دارد ! گفت : مگر نمى بيني چگونه گاه به آسمان مى رود وگاه به زمين مى آيد ، گاه از مشرق فرود مى آيد وگاه از مغرب ، ومغرب ومشرق را براي خود يكسان ساخته است ! به هر جنگجويى مى رسد نيزه اى مى زند وبا هر كس
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغة 7 / 301 . ( 2 ) - مشهور آن است كه مروان حكم از سپاه عايشه به أو تير افكند . ( م )