وأنت ركن يجير المستجير به * وأنت حصن لمن من دهره فزعا
وأنت أنت الذي للقبلتين مع * النبي أول من صلى ومن ركعا
وأنت أنت الذي في نفس مضجعه * في ليل هجرته قد بات مضطجعا
ما فرق الله شيئا في خليقته * من الفضائل إلا عندك اجتمعا
وباب خيبر لو كانت مسامره * كل الثوابت حتى القطب لاينقلبا
فاقبل فدتك نفوس العالمين ثنا * بمثله العالم العلوي ما سمعا ( 1 )
( تو همان على هستى كه از برترى فراتر رفتى آن گاه كه در سرزمين مكة نزد
خانه خدا از مادر زاده شدى وبر زمين قرار گرفتى ) .
( وتو همان نقطه باء وجودي كه با همه يگانگى اش همه آنچه در كتاب
تكوين است توسط آن گرد آمده است ) .
( تو برادر وهمريشه آن پيامبرى هستى كه خداى عرش جز شريعت أو را
براي پيامبران ديگر تشريع ننموده است ( وهمه مبلغ أو ودين أو بوده اند ) .
( وتو همان ركنى هستى كه گام در جايى نهادى كه خداى رحمن دست خود
را نهاده بود ( يعنى دوش مبارك پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ) .
( وتو همان ركنى هستى كه پناهندگان را پناه دهد ، وتو دژ محكم هر كسى
هستى كه از دست روزگار خود هراسان است ) .
( وتو همان كسى هستى كه با پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم نخستين كسى بودى كه به دو قبله
نماز گزاردى ) .
( وتو همان كسى هستى كه در شب هجرت در بستر آن حضرت آرميدى ) .
( خداوند هيچ فضيلتى را به طور پراكنده در آفريدگانش قرار نداد جز آن كه
همه آنها يك جا در تو جمع است ) .
هامش
( 1 ) - ديوان عبد الباقي عمرى أفندي . ودر شعر بالا ( لا ينقلبا ) ظاهرا ( لا نقلبا ) صحيح است .