تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
پيرى ونازايى همسرم ؟ ! ) گرچه اين استفهام ، استفهام انكارى نيست ، زيرا با مقام نبوت تناسب ندارد ، واستفهام از روى تعجب است اما به هر حال دلالت بر نوعي اضطراب وتشويش ونگرانى دارد . علامه طباطبائى رحمه الله گويد : ( . . . زيرا كسى كه أو را به چيزى مژده دهند كه به سبب وجود موانع بسيار وفقدان أسباب آن توقع انجام آن را ندارد ، ابتدأ كه آن را مى شنود نوعي اضطراب به أو دست مى دهد ، از اين رو شروع مى كند به سؤال كردن از خصوصيات آنچه به أو بشارت داده اند تا دلش آرام يابد واضطرابش فرو نشيند ، زيرا بسا هست كه خطورات نفسانية با وجود علم وايمان باز هم قطع نمى شود ) . آرى ، حضرت زكريا عليه السلام يقين داشت كه خداوند أو را فرزندى به نام يحيى عطا خواهد كرد اما باز هم خاطر جمع نبود واضطراب وتشويش وخواطرى در انجام چنين كارى داشت . اما شما را به خدا ورسولانش سوگند كه آيا كسى مى تواند درباره أهل بيت عليهم السلام چنين حالات وخواطرى بيابد ؟ يعنى از خداوند چيزى بخواهند وخدا هم دعاى آنان را أجابت كند ووعده عطاى آن را بديشان دهد ، ولى باز هم گويند : چگونه ، با آن كه ما چنين وچنانيم ؟ واز خداوند نشانه اى بر آن بخواهند ؟ به خدا سوگند چنين چيزى از آنان ديده نشده است ، زيرا آية تطهير دلالت واضح وصريحى دارد كه آنان در برترين درجات يقين واطمينان اند وهيچ گونه وسوسه وخاطره اى از خطورات نفسانية به آنان دست نمى دهد ، تا آنجا كه هرگونه كشف وشهودي به يقين آنان نيفزايد ، زيرا خداوند متعال هرگونه رجسى را از آنان زدوده وبه كلى پاكشان ساخته است ، واضطراب وتشويش به سهم خود نوعي از رجس است . بي شك آياتي كه درباره زكريا عليه السلام آمده است هرگز با آية مباهله كه در شأن أهل بيت عليهم السلام فرود آمده قابل مقايسه نيست . چه آن كه آن آيات مى رساند كه آنان در مقام دعا وابتهال كمترين ترديدى در أجابت دعاى خويش نداشتند . وما به زودى درباره آن بحث خواهيم داشت .