تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
نتوان چهره آن پوشاند ، وچون روز روشن كه اگر چشم از آن فروبندى ديدگان بسيارى آن را مى بيند . وچه گويم درباره مردى كه همه فضيلتها به دو انتساب برد ، وهر فرقه اى به دو منتهى مى شود ، وهر گروهى أو را به خود منتسب مى دارند ، پس أو رئيس وسرچشمه وسالار همه فضيلتهاست . ( 1 ) 20 - ونيز گويد : من هميشه در شگفتم از دلاور مردى كه در ميدان جنگ چنان سخنرانى مى كند كه گويى دل شير دارد ، وهم أو در همان جا به هنگام پند واندرز چنان سخن مى گويد كه راهب صفتانى را ماند كه لب به گوشت نزده اند وخونى نريخته اند . گاه در صورت بسطام بن قيس ( دلير مرد عرب ) وگاه در چهره سقراط ومسيح پسر مريم آن مرد الهى نمودار مى شود . سوگند به مقدسات همه عالم ، من از پنجاه سال پيش تا به حال بيش از هزار مرتبه اين خطبه ( 2 ) را خوانده أم وهر بار كه خواندم بيم وترس وپندى در من ايجاد كرد كه دلم را به لرزه آورد ، وهر گاه در آن انديشه كردم نقش مردگان خود از خانواده وخويشان ودوستان در خاطرم نشست وبه خاطرم مى رسيد كه من همان كسى هستم كه امام عليه السلام در صدد بيان حال أو است . ( 3 ) 21 - ونيز گويد : واما فضائل حضرتش از بزرگى وجلالت وانتشار واشتهار به حدى است كه ياد كردن وتفصيل دادن آن زشت وخنك مى نمايد ، وهمان گونه است كه أبوا لعيناء به عبيد الله بن خاقان وزير متوكل ومعتمد اظهار داشت : من هر گاه كه مى خواهم فضل شما را برشمرم خود را چون كسى مى بينم كه از روشنى روز وتابندگى ماه كه بر هيچ بيننده اى پوشيده نيست گزارش مى دهد و
هامش
( 1 ) - شرح نهجه البلاغة 1 / 17 . ( 2 ) - يعنى خطبه 216 كه اولش اين است : يا له مراما ما أبعده ! ( 3 ) - شرح نهج البلاغة 11 / 150 .
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 140 | حسين استاد ولي / أحمد الرحماني الهمداني