عمر زمخشرى ( ف 538 ) و تفسير البيان شيخ طوسى ( ف 460 ) و ديگر تفسيرها را به صورتى مختصر بيان كرده است . « 1 »
از آنجا كه هردو عنوان فقط در فهرست خ آمده و در فهرست ام نيامده است ، مىتوان استنباط كرد كه علامه آنها را مهم نمىشمرده است . بهعلاوه از بين رفتن اين دو كتاب حاكى از اين واقعيت است كه آنها از اهميت و اصالت كمترى برخوردار بودند .
11 . آثار او در حديث
علامه كتابهايى در باب حديث نوشت كه بجز يكى از آنها همگى از بين رفته است .
كتاب موجود به نام ايضاح مخالفة السّنة است كه در سال 723 به پايان رسيد . « 2 » به علت تأخير بسيار در تاريخ تأليف آن ، نام اين كتاب در هيچيك از دو فهرست نيامده است امّا نويسندگان متأخر آن را منسوب به علامه دانستهاند . « 3 »
از جملهء بقيّه آثار او در باب حديث كه همگى از بين رفته است كتاب مصابيح الانوار و كتاب نهج الوضّاح فى الاحاديث الصحاح تنها در فهرست خ آمده است . استقصاء الاعتبار لتحرير معانى الاخبار و كتاب الدّر و المرجان فى الاحاديث الصحاح و الحسان در فهرست خ و ام آمده است . تنقيح قواعد الدين المأخوذه عن آل ياسين او فقط در فهرست ام آمده است . اين كتاب احتمالا براساس الدّر و المرجان فى الاحاديث الصحاح و الحسان علامه بوده است . فهرست ام عنوان اين كتاب را تنقيح قواعد المأخوذه عن كتاب الدّر و المرجان فى الاحاديث الصحاح و الحسان نقل مىكند . اما هيچ نسخه ديگرى در تأييد اين فهرست وجود ندارد . براساس فهرست ام 4 عنوان آن چنين است : تنقيح القواعد المأخوده عن الرئيسين .
هامش
( 1 ) - رجال ، 46 .
( 2 ) - آقا بزرگ ، الذريعه ، 2 : 499 .
( 3 ) - همان ، 2 : 9 - 498 . بدون مشاهده نسخهاى از اين كتاب نمىتوان ادعا كرد كه شواهد درونى دليل بر صحّت انتساب اين كتاب به علامه مىباشد .