را با سال مرگ اولجايتو يعنى 716 هجرى يكى مىداند . « 1 »
پدر علامه ، سديد الدّين يوسف بن على بن محمد بن مطهر حلّى بود « 2 » كه از احوال و حتى از سال درگذشتش اطلاع زيادى در دست نيست . او در سال 665 هنوز در قيد حيات بود . نقل شده كه كتابهايى در علم حديث و اصول « 3 » نوشته است اما عنوان هيچيك از اينها معلوم نيست .
اخبارى كه علّامه دربارهء پدرش نقل مىكند حاكى از آن است كه او در زمان خود مردى عالم و از علماى دينى مردم حلّه بود . او نقل مىكند كه خواجه نصير الدين طوسى در 4 صفر 656 ، اندكى بعد از سقوط بغداد ، در مقام وزارت هلاكو از حلّه ديدن كرد ، و در اين ديدار از محقق اول پرسيد از علماى حلّه چه كسى اعلم از ديگران است . خواجه نصير الدين پس از شنيدن پاسخ محقق كه گفته بود همهء آنان علماى ممتازى هستند سؤالش را محدودتر كرد و پرسيد در علم كلام و اصول چه كسى اعلم است . محقق در اين مورد پدر علّامه حلّى و مفيد الدين محمد بن جهم ( ف 680 ) را نام برد . « 4 » دليل ديگرى كه نشان مىدهد يوسف بن مطهر مردى عالم بوده اجازههاى روايتى او است كه علامه غالبا پدرش را يكى از صاحبان اجازهء خود مىشمارد . « 5 »
روايت علّامه از نقشى كه پدرش در مقابل فاتحان مغول پس از محاصره حلّه در سال 656 ايفا كرد حاكى از آن است كه او از زعيمان حلّه بود . نقل شده كه پس از سقوط بغداد ، هنگامى كه ساكنان باقىمانده در شهرهاى حله و كوفه تصميم گرفته بودند تسليم فاتحان شوند ، يوسف بن مطهر همراه با مجد الدين بن طاووس و شمس الدين محمد بن العزّ پيشنهاد تسليم را تقديم هلاكو كردند و در اين هنگام يوسف بن مطهر به درخواست هلاكو به دربار
هامش
( 1 ) - عبد الله بن عيسى الافندى ، رياض العلماء ( به اهتمام احمد الحسينى ، من مخطوطات مكتبة آية الله المرعشى العامه ، ش 5 ، قم : خيام 1401 ) ، 1 : 363 ؛ اولجايتو در 27 رمضان 716 درگذشت .
( 2 ) - در مورد او ر . ك : افندى ، 5 : 395 به بعد .
( 3 ) - حسن بن يوسف بن مطهر حلى ، « الاجازة الكبيرة المعروفة لبنى زهرة الحلبى » در بحار الانوار ، محمد باقر مجلسى ( به اهتمام جواد علوى و ديگران ، تهران ، مكتبة الاسلامية ، 1376 - 1405 ) ، 62 ؛ محمد بن حسن بن يوسف بن مطهر حلى فخر المحققين ، « اجازة للسيد مهنا بن سنان » ، همان ، 151 .
( 4 ) - علامه حلى ، « اجازه كبيره » ، 64 . در اين مورد نيز ر . ك : اشتروتمان ، شيعه اثنى عشرى ،R . Strothmann , Die Zwo ? lfer - schi'a ( Hildesheim / New York : Olms , 1975 ) , 47 ff :افندى 5 : 6 - 395
( 5 ) - بعدا مىبينيم .