در افهام مسلمين صدر اول سابقهاى نداشت كه حقيقت توحيد ، نفى صفات از اوست و مقام صفات الهى و تجليات اسمائيه از مقام غيب الغيوب و غيبت مطلق پايينتر است .
حضرت زهرا عليها السلام در قسمتى از خطبهء طولانى خود مىفرمايد :
« و أحمدوا اللّه الذى لعظمته و نوره يبتغى من فى السماوات و الأرض اليه الوسيلة و نحن وسيلته فى خلقه » . « 1 »
در اين عبارت حضرت اشاره مىفرمايد كه معرفت خدا از راه احاطه و تسلط بر حقيقت او ممتنع و محال است ، چون مستلزم تشبيه عقلى يا نفسانى يا جسمانى است كه لازمهء محدوديت ذات يكتا است و از طرفى كه تعطيل شناخت خداوند هم باطل است پس تنها راه معرفت خداوند توسل جستن به آيات و تجلّيات الهى است كه آن وسيله اهل بيت عليهم السلام مىباشند كه از ابواب معرفت الهىاند . حضرت در جملهاى كوتاه ، برهانهاى متعدد اقامه فرمود كه در انديشهء بشرى آن دوران اصلا معهود نبود .
سپس كلام ايشان در مورد بيان سلسلهء علّى و معلولى و كيفيت آن و اختلاف نشئهها بهگونهاى است كه باز در معارف بشرى آن روزگار اعم از فلسفى و يا عرفانى سابقه نداشت و فقط در قرآن كريم اشاراتى مخفى و غيرظاهر بدان شده است كه افهام مسلمين آن دوران به آن آگاهى نداشتند .
سپس ضرورت شرع و شريعت را روشن مىسازد و مقامات پيامبر اسلام را چه در نشآت گذشته و همينطور عوالم آينده بيان مىفرمايد .
سپس سرفصلهاى علوم قرآن و ابواب مختلف آن و علت احكام و اركان
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 211 .