شب و از شب تا صبح مسير يك ماه را طى ميكرد . « 1 »
فَهُمْ يُوزَعُونَ
: ابن عباس مىگويد : يعنى اين لشكريان تحت مراقبت بودند .
يعنى كسانى بودند كه اول و آخر اينها را تحت نظر داشتند تا متفرق نشوند . چنان كه هر لشكر انبوهى احتياج بمراقبت دارد . بايد آنهايى كه جلو هستند نگاه داشته شوند و آنهايى كه دنبال هستند ، به حركت در آورده شوند تا صفوفشان از هم متلاشى نشود .
ابن زيد مىگويد : يعنى اين لشكريان حبس مىشوند . البته منظور وى همان مطلبى است كه در بالا گفته شد .
حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ
:
سليمان و لشكريانش رفتند تا در طائف - و بقولى در شام - بواديى رسيدند كه مخصوص موران بود . در اينجا مورى كه بعضى گفتهاند : رئيس موران بود ، فرياد برآورد كه :
اى موران ، داخل خانههاتان شويد .
نظر به اينكه صوت مور براى سليمان مفهوم بود ، از صوت مور تعبير شده است به قول مور .
لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
: مبادا سليمان و سپاهيانش بدون اينكه توجه داشته باشند شما را در زير پاهاى خود پايمال و در هم كوفته كنند .
زيرا اگر متوجه باشند شما را پايمال نميكنند .
اين آيه دلالت دارد بر اينكه سليمان و لشكريانش سواره و پياده بودند و باد آنها را حمل نكرده بود . زيرا اگر اينان سوار بر مركب باد بودند ، موران نميترسيدند
هامش
( 1 ) - ممكن است به پارهاى از محتويات اين روايات ايراد گرفته شود . مخصوصاً در روايت اخير كه به حكومت سليمان يك چهرهء كاملا اريستوكراسى مىبخشد كه مسلماً براى كسانى كه انبياء را انسانهايى كامل ميدانند كه در ميان مردم و با مردمند و ديوار ضخيم اشرافيت و داشتن مقام آنها را از مردم جدا نميكند ، ناخوشايند است .
براى رفع هر گونه سوء تفاهم و ايراد ، خاطر نشان ميكنيم كه اين گونه مطالب در متن قرآن نيست و معصومى هم آنها را بيان نكرده است .