ترجمه :
به داوود و سليمان دانش داديم و گفتند : ستايش خدايراست كه ما را بر بسيارى از بندگان مؤمن خود برترى داد . سليمان از داوود ارث برده ، گفت : اى مردم ، سخن مرغ بما تعليم داده شده و از هر چيزى بهره داده شدهايم . اين است فضيلت آشكار . و براى سليمان لشكريانش از جن و انس و مرغان گرد آورده شدند و از تفرقه منع مىشدند . تا وقتى كه به وادى موران رسيدند ، مورى گفت : اى موران ، داخل خانههايتان شويد . سليمان و لشكريانش شما را در هم نشكنند ، در حالى كه توجه ندارند .
سليمان از سخن او خنديد و گفت : خدايا ، مرا به شكر نعمت خويش كه به من و پدر و مادرم دادهاى و به كار شايستهاى كه پسند تو باشد ، ملهم ساز و برحمت خويش مرا در بندگان صالح خويش داخل ساز .
لغت :
وزع : منع حطم : شكستن .
ايذاع : الهام . زجاج گويد ، بازداشتن .
اعراب :
لا يَحْطِمَنَّكُمْ
: در محل جزم كه در جواب امر است .
ضاحكا : حال مؤكد و بقول بعضى ممكن است تأكيد نباشد . بلكه بيان كند كه سليمان پس از ت بسم خنديد .
مقصود :
بدنبال داستان موسى به شرح داستان داوود و سليمان پرداخته ، فرمايد :
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً
: ما به داوود و سليمان دانشى داديم كه ميان مردم داورى كنند و زبان مرغان و جنبندگان را بدانند .
وَ قالا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَضَّلَنا عَلى كَثِيرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِينَ
: و گفتند :
ستايش خدا را كه ما را از ميان مردم برگزيد و ما را پيامبر خود كرد و بما معجزه و