لغت :
عشيره : خويشاوند كه با شخص معاشرت مىكنند .
مقصود :
اكنون پيامبر خود را مخاطب مىسازد و مقصود ساير مكلفين است . مىفرمايد :
فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ
: با خدا خدايان ديگر مخوان كه موجب عذاب تو خواهد شد .
علت اينكه خطاب را مخصوص شخص پيامبر مىكند ، اين است كه معلوم دارد كه چون شخصيت عظيم الشأنى مانند پيامبر مورد تهديد واقع مىشود ، ديگران متوجه شوند كه خطر شديد است و آنها هم كاملا بترسند .
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
: خويشاوندان نزديكت را بدون پرده پوشى و با كمال صراحت انذار كن .
علت اينكه خويشاوندان نزديك را در اينجا ذكر مىكند اين است كه مسألهء خويشاوندى مانع تهديد نشود و بعلاوه ديگران هم حساب كار خود را بكنند .
برخى گويند : دستور اين است كه نخست پيامبر خويشاوندان را انذار كنند ، سپس ديگران را ، زيرا حسن ترتيب مقتضى همين است .
برخى گويند : علت صدور اين دستور اين است كه جمع كردن خويشاوندان و انذار ايشان ممكن بود و پيامبر همچنين كرد . و داستان آن در همه جا منتشر شد .
در روايت است كه چون اين آيه نازل شد ، پيامبر اولاد عبد المطلب را جمع كرد و آنها چهل مرد بودند كه هر كدام يك بزغاله ميخوردند و يك قدح بزرگ مىنوشيدند . پيامبر خدا به على دستور داد كه پاى گوسفندى را طبخ كند و به نان مخلوط سازد . آن گاه گفت : بنام خدا نزديك شويد . آنها ده نفر ده نفر ، نزديك آمدند و خوردند . آن گاه قدحى آوردند كه پر از شير بود . پيامبر جرعهاى از آن نوشيد .
سپس به آنها گفت : بنام خدا بنوشيد . همگى نوشيدند تا سير شدند . ابو لهب پيشدستى كرده ، گفت : اين مرد شما را سحر كرده است