ترجمه :
قوم عاد رسولان را تكذيب كردند . آن گاه كه برادرشان هود ، آنها را گفت :
آيا تقوى پيشه نميكنيد ؟ من براى شما رسولى امينم . از خدا بپرهيزيد و مرا اطاعت كنيد . من بر اين كار از شما مزدى نمىخواهم . مزد من جز بر خداى عالمين نيست .
آيا در هر محل مرتفعى بنائى بيهوده مىسازيد ؟ و قصرهايى محكم مىسازيد كه شايد جاودان بمانيد و هنگامى كه كيفر ميدهيد ، جبارانه كيفر ميدهيد ؟ از خدا بپرهيزيد و اطاعتم كنيد . از خدايى بپرهيزيد كه شما را به آنچه ميدانيد ، امداد كرد . امداد كرد شما را به چارپايان و فرزندان و بوستانها و چشمهها . بر شما از عذاب روزى بزرگ مىترسم . گفتند : ما را يكسان است كه پند بدهى يا از پند دهندگان نباشى .
اين نيست مگر خلق و عادت پيشينيان . و ما معذب نيستيم . تكذيبش كردند و هلاكشان كرديم . در اين ، آيتى است و بيشترشان مؤمن نبودند . خدايت عزيز و رحيم است .
قرائت :
خلق : ابن كثير و اهل بصره و ابو جعفر و كسايى بفتح خاء و ديگران بضم خاء و لام خواندهاند . اولى به معنى دروغ پردازى و دومى به معناى خلق و خوى و عادت است .
لغت :
ريع : زمين مرتفع .
مصانع : آبگيرها ، ساختمانها .
بطش : كشتن به شمشير و زدن به شلاق .