جبار : زورمند . اين صفت در مورد خدا مدح و در مورد ديگران ذم است .
زيرا آنها زورمندى را به خود مىبندند .
مقصود :
اكنون در بارهء قوم عاد مىفرمايد :
كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ
: قبيله عاد رسولان را تكذيب كردند .
إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَ لا تَتَّقُونَ
: هود كه برادر نسبى ايشان بود نه برادر دينى ، به ايشان گفت : آيا به اجتناب از معاصى ، از خدا نمىپرهيزيد
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ
. . . . رَبِّ الْعالَمِينَ
: تفسيرش گذشت .
أَ تَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ
: آيا در هر نقطهء مرتفعى بنائى مىسازيد كه براى سكونت ، مورد احتياجتان نيست ؟ بلكه منظور شما لهو و لعب و بيهودگى است . ساختمانى كه مورد نياز نباشد . بيهوده است . برخى « ريع » را به معنى شرف و برخى به معنى راه گرفتهاند .
در روايت است كه پيامبر گرامى اسلام ( ص ) بيرون آمد و قبهاى بلند مشاهده كرد . پرسيد : اين چيست ؟ گفتند : از يكى از انصاريان است . صبر كرد تا صاحب قبه آمد . سلام كرد و پيامبر خدا از او اعراض كرد و چندين بار اعراض خود را تكرار كرد تا آن مرد آثار خشم و اعراض را از پيامبر متوجه شد . به اصحاب شكايت برد و گفت : آثار انكار را در نظر رسول خدا مىبينم ، نميدانم چه كردهام ؟ گفتند : پيامبر خارج شد و قبهء تو را ديد و پرسيد : از كيست ؟ و ما به او اطلاع داديم . آن مرد رفت و قبه را با زمين يكسان كرد . روزى پيامبر خدا بيرون آمد و قبه را نديد . فرمود :
قبهاى كه در اينجا بود چه شد ؟ گفتند : صاحب آن از اعراض شما پيش ما شكايت كرد و ما او را مطلع ساختيم و او خرابش كرد . فرمود : هر بنائى كه بر سر پا آيد بر صاحبش وبالى دارد ، مگر اينكه مورد احتياجش باشد .
برخى گويند : خانهها را در جاهاى بلند مىساختند تا راهگذران و گدايان را از بالا مورد مسخره قرار دهند .