فرعون و قومش رفت و آيات و معجزات روشن و آشكار ما را به آنها ارائه داد . ولى آنها گفتند : اينها سحر و جادو است و اصل و اساس درستى ندارد . زيرا حيله و نيرنگى است كه انسان را به اشتباه اندازد .
وَ ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ
: چنين چيزى كه او ادعا مىكند ، سابقه ندارد و از پدرانمان هم نشنيدهايم .
با اينكه دعوتهاى پيشين از نوح و هود و صالح و . . انجام شده بود ، علت اينكه مدعى هستند كه سابقه ندارد يا اين است كه : فاصله زياد شده بود يا اين است كه پدرانشان هم تصديق نكرده بودند .
پس مقصود اين است كه شنيده نشده است كه پدرانمان دعوت پيامبران را تصديق كرده باشند . يعنى آنها از ما بزرگتر و فهميدهتر بودند و اگر اين گونه دعوتها حقيقتى داشت ، آنها تصديق و اجابت مىكردند . زيرا هميشه شخص كاملتر و عاقلتر بهتر حقيقت را درك مىكند تا شخص كم عقل و كم فهم .
اما اين بهانه هم درست نيست . زيرا حقيقتى كه از راه استدلال شناخته مىشود ، براى هر كسى كه راه آن را بپيمايد ، قابل شناخته شدن است ، اعم از اينكه كم فهمتر باشد يا نباشد . شخص كاملتر و عاقلتر هم اگر راه استدلال نپيمايد ، از شناخت آن عاجز خواهد بود .
وَ قالَ مُوسى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَنْ جاءَ بِالْهُدى مِنْ عِنْدِهِ وَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ
:
ولى موسى در پاسخ آنها گفت : خداى من بهتر مرا مىشناسد و او گواه من است و با داشتن چنين گواهى از تكذيب شما بيم ندارم . همان خدايى كه علم دارد به اينكه سرانجام نيكو براى ما و براى همهء اهل حق و انصاف است . در حقيقت موسى ميخواهد بگويد : خدا داناتر است كه كداميك از ما به حق و كداميك از ما بر باطليم ، حجت من هم آشكار است .
إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
: كسى كه به خود ظلم كند و مرتكب گناه و كفر نعمت شود ، روى رستگارى نمىبيند .