وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي
: فرعون به منظور انكار آيات و معجزات موسى به بزرگان و سران قوم خود گفت : من خدايى جز خودم براى شما سراغ ندارم .
فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً
: اى هامان ، آتشى براى من بر خاك بيفروز و آجر تهيه كن و براى من قصرى بلند بساز .
گويند : اول كسى كه آجر ساخت ، فرعون بود .
لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلى إِلهِ مُوسى
: شايد بر فراز آن قصر روم و از آنجا به حال خداى موسى آگاهى يابم .
اين جمله را فرعون به منظور فريباندن مردم گفته ، ميخواهد وانمود كند كه خداى موسى هم مانند خودش محتاج مكان و جهت است .
وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكاذِبِينَ
: گمان من اين است كه موسى دروغ ميگويد و خدايى غير من نيست كه او رسولش باشد .
وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ
: فرعون و لشكريانش در روى زمين از حد خود فراتر رفتند و به ظلم و باطل دست گشودند و از قبول حق و پيروى جناب موسى ( ع ) خوددارى كردند .
وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ
: گمان آنها اين بود كه معاد و قيامت قابل انكار است و بسوى ما آورده نميشوند .
فَأَخَذْناهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْناهُمْ فِي الْيَمِّ
: سرانجام فرعون و لشكريانش را گرفتار كيفر كرديم و آنها را در درياى نيل انداخته ، دچار هلاكت كرديم .
برخى گفتهاند : اين دريا در خارج از مصر و نامش اساف بود .
فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الظَّالِمِينَ
: با چشم دل بنگر و تدبر كن كه چگونه فرعون و قومش را از ديارشان خارج و هلاك كرديم .
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ
: اين جمله نياز به توضيح دارد . زيرا ظاهر آن مىرساند كه خداوند همانطورى كه انبياء را پيشوايان حقيقت و راستى و هدايت