يا موسى . . . »
مقصود :
سپس در بارهء كار موسى در مدين و حركتش از آنجا مىفرمايد :
قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ
: يكى از دو دختر كه نامش « صفوره » بود ، گفت : پدر او را اجير گردان .
نام خواهر كوچك « ليا » بود . برخى گويند : نام خواهر بزرگ « صفراء » و نام خواهر كوچك « صفيراء » بود .
إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ
: پدر ، بهترين كسى كه اجيرش ميكنى بر كار نيرومند و امانتدار است .
گويند : هنگامى كه دختر از قوت و امانت موسى سخن گفت : شعيب پرسيد :
از كجا ميدانى كه قوى و امين است ؟ پاسخ داد : قوتش را از آنجا فهميدم كه سنگ عظيمى را از روى چاه برداشت و امانتش را از آنجا دانستم كه به من گفت : از پشت سرم راه برو . زيرا خوش ندارم كه باد لباسهاى ترا حركت دهد و بدنت را به من بنماياند .
اين جواب دختر ، رغبت و علاقهء شعيب را نسبت به موسى زياد كرد .
قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ
:
بموسى گفت : ميخواهم يكى از اين دو دخترم را به تو دهم كه هشت سال مزدور من باشى .
فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ
: اگر بده سال برسانى ، محبتى است از جانب تو و وظيفهء واجب تو نيست .
برخى گفتهاند : يعنى مزدى كه من به تو مىدهم اين است كه يكى از دو دختر خود را به عقد تو در آورم . آن گاه موسى را براى شبانى اجير كرد و دختر را با مبلغى بعنوان مهريه به عقد موسى در آورد . نه اينكه مهر دختر را مزدورى موسى قرار داده باشد و اين مزدورى شرطى بود در ضمن عقد ازدواج و اين شرط مطابق مذهب ابو حنيفه صحيح است . لكن معنى اول با ظاهر آيه سازگارتر است .
وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ
: نميخواهم در اين مدت هشت سال بر تو سخت