ترجمه :
يكى از دختران به پدر گفت : او را مزدور كن . زيرا بهترين مردى كه مزدور مىكنى ، نيرومند و امانتدار است . شعيب گفت : ميخواهم يكى از اين دو دخترم را به تو بدهم كه هشت سال مزدور من باشى و اگر ده سال مزدور باشى ، محبتى است از جانب تو . نميخواهم كه بر تو سخت گيرم . بخواست خدا مرا از شايستگان خواهى يافت .
موسى گفت : ميان من و تو همين است . هر كدام از دو مدت كه تمام كنم ظلمى بر من نيست و خدا به آنچه مىگوئيم ، وكيل است . همين كه موسى مدت را تمام كرد و خانوادهء خود را برد ، از جانب طور آتشى مشاهده كرد . به خانوادهء خود گفت : توقف كنيد كه من آتشى مشاهده ميكنم . شايد خبرى يا قطعهاى از آن بياورم كه شما گرم شويد . چون نزد آتش آمد ، از جانب وادى ايمن در بقعهء مباركى از درختان ندا شد كه : اى موسى . منم خداوند ، خداى عالمين .
قرائت :
جذوه : عاصم به فتح جيم و حمزه و خلف به ضم جيم و ديگران به كسر خواندهاند و هر سه بيك معنى است .
لغت :
جذوه : قطعهء درشتى از هيزم كه در آن آتش باشد . جمع آن « جذى » شاطئ : كنار .
اعراب :
هاتين : صفت براى « ابنتى » .
ثَمانِيَ حِجَجٍ
: ظرف زمان .
ذلِكَ بَيْنِي
: مبتدا و خبر .
اى : شرطيه و منصوب به « قضيت » حرف « ما » زائده است ،
« فَلا عُدْوانَ »
جواب شرط .
أَنْ يا مُوسى
: « ان » در محل نصب و مخففهء از مثقله است . يعنى « نودى بأنه