زمينند از شدت ترس ميميرند . دليل اين معنى آيهء
« فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ . . . »
است ( از هوش مىروند كسانى كه در آسمانها و زمينند : زمر 68 ) برخى گفتهاند : نفخ سه بار است : 1 - نفخ ترس 2 - نفخ بيهوشى و مرگ 3 - نفخ قيام در پيشگاه خداوند .
إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ
: تنها فرشتگان فزع و مرگ ندارند . زيرا خداوند قلب آنها را استوار كرده است . مقصود جبرئيل و اسرافيل و ميكائيل و عزرائيل است . برخى گفتهاند : منظور شهداء است كه در آن روز ترسى ندارند . در روايتى همين معنى ذكر شده است .
وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرِينَ
: در آن روز همگان با ذلت و خوارى وارد محشر مىشوند .
وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ
: كوهها را مىبينى و آنها را بىحركت مىپندارى ، حال آنكه به تندى ابرها حركت مىكنند .
شعر زير هم در همين معنى است :
بار عن مثل الطود تحسب انهم * وقوف لحاج و الركاب تهملج
لشكرى عظيم همچون كوه كه گمان مىكنى براى مقاصدى ايستادهاند و حال آنكه با سرعت در حركتند .
كوهها نيز در حركتند ولى همانطورى كه لشكر عظيم كه ابتدا و انتهاى آن ناپيداست ، بى حركت به نظر مىرسد و ابرهاى وسيع و گسترده كه چون ابتدا و انتهاى آنها را نمىبينيم ، بى حركت مىپنداريم ، كوهها را هم بىحركت تصور مىكنيم . حال آنكه هيچيك از آنها بىحركت نيستند . اين وضع مربوط به هنگامى است كه كوهها بر اثر زلزلهء قيامت از جاى كنده مىشوند . چنان كه مىفرمايد :
« وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ »
( در روز قيامت كوهها همچون پشم زده ، نرم و بىثبات شدهاند :
قارعه 5 ) .
صُنْعَ اللَّهِ الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ
: اين است آفرينش خدا كه هر چيزى را متقن و محكم و منظم آفريده است .