ترجمه :
بلكه علم آنها در بارهء آخرت تدارك مىشود . بلكه آنها در باره قيامت دچار ترديدند ، بلكه از شناخت آن كورند . كافران گفتند : آيا هنگامى كه ما و پدرانمان خاك شديم ، بيرون آورده مىشويم . اين وعدهاى است كه به ما و پدرانمان از پيش داده شده است و نيست مگر اكاذيب گذشتگان . بگو : در زمين بگرديد و ببينيد كه عاقبت مجرمين چگونه بوده است ؟ بر آنها غمگين مباش و از نيرنگ آنها دلتنگ نباش و ميگويند : اگر راست مىگوئيد اين وعده كى خواهد بود ؟ بگو : شايد پارهاى از آنچه عجلهاش داريد براى شما نزديك شده باشد . خداى تو بر مردم صاحب فضل است ولى بيشتر آنها شكرگزارى نميكنند و خداى تو ميداند آنچه در دلها دارند و آنچه آشكار ميكنند . هيچ نهفتهاى در آسمان و زمين نيست مگر اينكه در كتابى آشكار است .
قرائت :
ادارك : بصريان و ابو جعفر به باب افعال قرائت كردهاند و در اين صورت مقصود اين است كه : « لم يدركوا علمها و لم ينظروا فى حقيقتها بل هم فى شك منها » آنها به آخرت علم ندارند و در حقيقت آن نظر نكردهاند بلكه در بارهء آن دچار ترديدند . « 1 » أ اذا كنا ترابا و عظاما أ انا : ابو جعفر و قالون « آنا » به الف ممدوده و « اذا » خواندهاند ، و روش و اسماعيل « انا » بهمزهء غير ممدوده خواندهاند . ابن عامر و كسايى « ا اذا » و « اننا » خواندهاند . ابن كثير و يعقوب « اذا » و « انا » خواندهاند . ابو عمرو « آذا » و « آنا » خوانده است . عاصم و حمزه و خلف « ا اذا » و « ا انا » خواندهاند .
ضيق : ابن كثير به كسر ضاد و ديگران به فتح خواندهاند و هر دو بيك معنى است .
لغت :
ردف : پيوستن و ملحق شدن و نزديك شدن .
هامش
( 1 ) - اين معنى از ابو على فارسى است . لكن معلوم نيست كه چرا وى از جملهء مثبت معنى منفى استفاده كرده است . ممكن است چنين استفاده كرده باشد كه حرف استفهام در تقدير است و استفهام هم انكارى است . بهر حال همان قرائت متداول از ساير قراءات ديگر موجهتر است .