تكن : مخفى كند .
اعراب :
اذا : متعلق به فعلى كه « مخرجون » دال است بر آن . زيرا ما بعد « ان » در ما قبل آن عمل نميكند .
هذا : منصوب و مفعول دوم « وعدنا »
عَسى أَنْ يَكُونَ
رَدِفَ لَكُمْ
: اسم « يكون » ضمير شأن و خبر آن « ردف لكم » است و « ان يكون » در محل رفع و فاعل « عسى » .
مقصود :
قبلا بيان كرد كه كافران نميدانند كى مبعوث مىشوند و در بارهء آن شك دارند .
اكنون بيان مىكند كه آنها حقيقت آن را در روز قيامت خواهند دانست .
بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الْآخِرَةِ
: در عالم آخرت علم آنها به قيامت كامل مىشود و يقين پيدا ميكنند . يقينى كه براى آنها سودى ندارد .
بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها
: ولى آنها در دنيا در بارهء آن دچار ترديدند . ترديدى كه سرانجام بر طرف مىشود و اسباب يقين و اطمينان براى آنها فراهم ميگردد .
برخى گويند : يعنى عاقل اگر فكر كند بقيامت علم پيدا مىكند . زيرا عقل حكم مىكند كه اهمال قبيح است . پس بايد تكليفى باشد و تكليف هم مقتضى كيفر است و چون در اين جهان كيفرى نيست ، بايد در جهان ديگر باشد .
برخى گويند : اين آيه از سه طايفه خبر ميدهد : 1 - طائفهاى كه اقرار به قيامت دارند 2 - طايفهاى كه در بارهء آن شك دارند 3 - طايفهاى كه در بارهء آن ايجاد شك و شبهه ميكنند . چنان كه مىفرمايد :
« بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَرِيجٍ »
( بلكه چون حق نزد ايشان آمد تكذيبش كردند و آنها در امرى آشفته هستند : ق 5 )
بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ
: بلكه اينها بواسطهء ترك تدبر و نظر ، كورند .
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَ إِذا كُنَّا تُراباً وَ آباؤُنا أَ إِنَّا لَمُخْرَجُونَ
: كافرانى كه منكر قيامت بودند ، گفتند : آيا هنگامى كه ما و پدرانمان خاك و پوسيده شديم ، از قبرها