و در موقع تازيانه زدن ، سخت بزنيد و از تعطيل حدود الهى بترسيد .
مقصود از دين خدا طاعت خدا و بقولى حكم خداست . مثل :
« ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ »
( نميشود در حكم شاه برادرش را گرفت : يوسف 76 )
وَ لْيَشْهَدْ عَذابَهُما طائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
: بايد در حال اقامهء حد گروهى از مؤمنين - از سه تن به بالا - حاضر باشند و عذاب آنها را مشاهده كنند . برخى گويند :
حد اقل دو نفر و بعضى گويند : يك نفر است . از امام باقر ( ع ) نيز همين مطلب روايت شده است . چنان كه مىفرمايد :
« وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا »
( اگر دو مؤمن يا بيشتر با يكديگر بجنگند . . . حجرات 9 ) پس اين حكم هم براى فرد ثابت است و هم براى جمع .
برخى گفتهاند : حد اقل چهار نفر است . زيرا زنا به شهادت چهار نفر ثابت مىشود .
برخى گفتهاند : عدد معينى ندارد . بلكه موكول به رأى امام است .
فلسفهء حضور افراد اين است كه مطلب بين مردم شايع شود و ديگران عبرت گيرند .
الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ أَوْ مُشْرِكٌ
:
در تفسير اين قسمت اختلاف است :
1 - مقصود از نكاح عقد است . يعنى مرد زانى فقط مىتواند زن زناكار يا مشرك عقد كند و زن زناكار فقط مىتواند به عقد زناكار يا مشرك در آيد . سبب نزول اين آيه اين است كه مردى از مسلمين از پيامبر اجازه خواست كه با ام مهزول كه زن زناكارى بود ازدواج كند . اين آيه نازل شد . اين قول از ابن عباس و ابن عمر و مجاهد و قتاده و زهرى است و مقصود نهى از ازدواج است ، اگر چه به صورت خبر ذكر شده .
مؤيد اين قول روايتى است از امام صادق ( ع ) و امام باقر ( ع ) كه : در زمان پيامبر زنان و مردانى معروف به زنا بودند . خداوند از ازدواج با اين مردان و زنان منع كرد . پس اگر كسى معروف به زنا شد و حد بر او جارى كردند ، با او ازدواج نكنيد .
مگر اينكه معلوم شود توبه كرده است .