در اين سوره واجب كردهايم . عكرمه گويد : يعنى در اين سوره حدود را معين كردهايم چنان كه مىگويد : « فنصف ما فرضتم » . ابو عمرو مىگويد : بنا بر تشديد معنى آن اين است كه اين سوره را تفصيل داده و واجبات مختلف را در آن بيان كردهايم .
وَ أَنْزَلْنا فِيها آياتٍ بَيِّناتٍ
: در اين سوره دليلهاى روشنى بر يگانگى و كمال قدرت خود اقامه كردهايم . برخى گويند : يعنى در اين سوره حدود و احكام دينى را نازل كردهايم .
لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
: تا شما متذكر شويد و چيزهايى كه در آن است فرا گيريد .
اكنون به بيان آن آيات مىپردازد و نخست در بارهء زنا سخن مىگويد .
الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ
: زن و مرد زناكار را در صورتى كه آزاد و مجرد باشند ، بهر كدام صد تازيانه بزنيد . اما اگر هر دو يا يكى از آنها داراى همسر باشند ، بايد آنكه داراى همسر است ، سنگسار شود و در اينباره خلافى نيست . در مورد غلام و كنيز نيز در صورتى كه داراى همسر نباشند ، صد تازيانه نصف مىشود . زيرا خداوند مىفرمايد :
« فَإِنْ أَتَيْنَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى - الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ »
( اگر مرتكب فحشايى شوند ، بر آنهاست نصف كيفر زنان محصنه : نساء 25 ) « 1 » .
علت اينكه زن زناكار را مقدم ميدارد ، اين است كه زنا بر زنان قبيحتر و بخاطر حامله شدنشان ، زيان آورتر و شهوت در آنها قوىتر است .
زدن تازيانه وظيفهء امام و منصوب از طرف امام است . زيرا خلافى نيست كه غير امام حق تازيانه زدن ندارد .
وَ لا تَأْخُذْكُمْ بِهِما رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
:
اگر خدا را تصديق داريد و قيامت را منكر نيستيد ، در اطاعت خدا به آنها رحم نكنيد
هامش
( 1 ) - البته اين آيه در مورد زناى محصنه است . لكن عموم اهل تفسير بر اينند كه احصان و عدم احصان در مورد كنيزان يكسان است . برخى هم مقصود از احصان را احصان اسلام دانستهاند .