رَبُّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ
: اوست آفرينندهء سرير خوب و زيبا . وقتى به اشياء جامد ، كريم گفته شود ، مقصود زيبايى آنهاست . برخى گويند : كريم يعنى هر خير . علت اينكه به عرش كريم گفته مىشود ، اين است كه خير آن براى كسانى كه اطراف آن هستند بسيار است . وانگهى هر خيرى از ناحيهء عرش به ديگران مىرسد .
خداوند رب همهء موجودات است . اما علت اينكه « رب عرش » گفته شده ، اين است كه ميخواهد شرافت و عظمت عرش را افزون كند . مثل
« رَبَّ هذَا الْبَيْتِ »
« 1 »
وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّما حِسابُهُ عِنْدَ رَبِّهِ
: آنكه با خداوند يكتا خداى ديگرى ميخواند كه دليلى بر آن ندارد و به صرف ادعا اكتفاء مىكند ، حسابش پيش خداست و خداوند باندازهء استحقاقش كيفرش ميدهد .
إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ
: آنها كه منكر نعمتها و يگانگى خدا و قيامتند ، ظفر نمىبينند و سعادتمند نميشوند . چون اقوال كفار را ذكر كرد ، اكنون پيامبر را امر مىكند كه از آنها تبرى جسته ، متوجه خدا شود . ميفرمايد :
وَ قُلْ رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ
: اى محمد ، بگو : خدايا ، گناهان را بيامرز و آفريدگانت را نعمت ده كه تو بالاترين نعمت دهندگانى و نعمت تو از همه بيشتر و فضل تو از همه افزونتر است .
هامش
( 1 ) - چهار صفت براى خداوند ذكر شده : 1 - ملك 2 - حق 3 - جز او خدايى نيست 4 - رب عرش كريم .
چون ملك است مىتواند هر گونه حكمى را در بارهء آفرينش و زنده كردن پس از مرگ صادر كند و حكم او همه جا و نسبت بهر كارى و هر چيزى نافذ است . چون حق است ، هر كارى بكند حق است و كار باطل از حق سر نميزند . چون خدايى جز او نيست ، مانعى در مقابل اجراى حكمش وجود ندارد و چون رب عرش است و عرش در حقيقت مجتمعى از همهء امور است ، بنا بر اين همهء امور در يد قدرت كاملهء اوست .
از مجموع اين اوصاف چهارگانه چنين نتيجه گرفته مىشود كه قيامت حق است و غير قابل تخلف و بمقتضاى اين اوصاف وجود و بقاى موجودات و رجوع آنها بسوى خدا قطعى و حتمى است و اگر غير از اين باشد ، لغو و عبث و باطل و ناحق است .