پادشاه حق است . جز او خدايى نيست . او پروردگار عرش كريم است . هر كس جز خدا خداى ديگرى بخواند كه برهانى بر آن ندارد ، حسابش در پيشگاه خداست .
او كافران را رستگار نميكند . بگو : خدايا بيامرز و رحم كن كه تو بهترين رحم كنندگانى .
قرائت :
انهم : حمزه و كسايى بكسر الف و ديگران بفتح خواندهاند . كسر بنا بر استيناف و فتح بتقدير لام جر است .
قال كم . . . قال ان . . . : حمزه و كسايى هر دو را به فعل امر خواندهاند و ابن كثير اولى را بصيغهء امر خوانده است و ديگران هر دو را به صيغهء ماضى خواندهاند .
لا ترجعون : كوفيان - بجز عاصم و يعقوب - بفتح تاء و ديگران بضم تاء و فتح جيم خواندهاند .
اعراب :
كم : در محل نصب و « عدد » تميز و منصوب است .
قليلا : صفت مصدر محذوف عبثا : حال يا مفعول له
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
: حال و بهتر است كه جملهء مستأنفه باشد
رَبُّ الْعَرْشِ
: خبر مبتداى محذوف
لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ
: صفت براى « الها »
مقصود :
اكنون در بارهء مؤمنين كه در دنيا مورد استهزاى كافران قرار گرفتند ، مىفرمايد :
إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ
: بخاطر اينكه مؤمنين در دنيا در برابر آزار و استهزاء و مسخرهء شما صبر كردند آنها را امروز پاداش مىدهم .
آنها بمراد خود رسيده ، اهل نجاتند . مراد از امروز ، همهء روزهاى پاداش است .