أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ
: ابن عباس گويد : يعنى كدام جنون در او سراغ دارند ؟ آنها پيامبر را ديوانه معرفى ميكردند تا مردم را از او متنفر كنند يا او را بر دوش خود بر گردانند .
بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ
: ولى او آورندهء قرآن و دين حق است و ديوانه نيست .
وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ
: اكثر آنها از حق كراهت دارند . زيرا مطابق ميلشان نيست .
وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ
: اگر خداوند ، مطابق ميل آنها براى خود شريكى قائل مىشد ، آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست ، تباه مىشدند . وجه اين تباهى را بهنگام بحث در بارهء
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا »
( انبياء 22 ) بيان داشتهايم .
برخى گويند : حق ، چيزى است كه به نيكيها دعوت مىكند و هوى چيزى است كه به بديها دعوت مىكند . پس مقصود اين است كه اگر حق تابع هواى نفس ايشان مىشد ، دعوت مىكرد بزشتيها و تدبير آسمانها و زمين فاسد مىشد زيرا تدبير آسمانها و زمين به حق است نه به هوى .
برخى گويند : يعنى احوال آسمانها و زمين فاسد مىشد ، زيرا حركت و گردش آنها به حكمت است نه به هوى .
مقصود از كسانى كه در آسمانها و زمينند ، فرشتگان و جن و انسان است .
علت فساد آسمانها و زمين اين است كه وقتى حق تابع هوى شود ، دليلها باطل مىشوند و اعتمادها از بين مىرود و هيچ وعده و تهديدى از خداوند قابل قبول نيست و حتى ممكن است عدل خدا هم تبديل بظلم شود .
بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ
: لكن ما براى آنها چيزى فرستادهايم كه وسيلهء شرف و فخر آنهاست ، زيرا پيامبر از آنهاست و قرآن به زبان آنها نازل شده است .
فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَ
: آنها از شرف خود روى گردانند و به خوارى خود راضى شدهاند . ابن عباس گويد : مقصود از ذكر ، بيان حق است .