و رؤساى ايشان را گرفتار عذاب آخرت يا عذاب دنيا - يعنى شمشير بدر - كنيم . برخى گويند : منظور عذاب گرسنگى است . زيرا پيامبر دعا كرد و بدرگاه خداوند عرضه داشت : « خدايا بر قوم مصر سخت بگير و سالهايى براى آنها پيش آور همچون سالهاى قوم « يوسف » خداوند آنها را گرفتار قحط كرد تا مردار و گوشت سگ خوردند .
إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ
: در آن وقت به واسطهء شدت عذاب ، ناله و فرياد ميكنند . بقولى يعنى كمك ميخواهند و بقولى يعنى بدرگاه خدا توبه ميكنند .
لا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُمْ مِنَّا لا تُنْصَرُونَ
: امروز ناله نكنيد كه كسى شما را بدفع عذاب ما يارى نميكند .
قَدْ كانَتْ آياتِي تُتْلى عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ تَنْكِصُونَ
: روزى بود كه آيات من براى شما كافران معذب ، خوانده مىشد و شما روى گردان بوديد و تكذيب مىكرديد .
مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ
: حرم يا مكه را وسيلهء برترى خود بر ساير مردم قرار داده بوديد . بقولى يعنى : از قبول سخنان محمد ( ص ) كبر مىورزيديد .
سامِراً تَهْجُرُونَ
: شبانه در معايب پيامبر سخن ميگفتيد و از حق اعراض ميكرديد يا دهان به بدگويى مىگشوديد .
أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ
: آيا اينها در بارهء قرآن دقت نميكنند تا دلائل روشن آن را در بارهء راستگويى پيامبر ما دريابند ؟ !
أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِينَ
: ابن عباس گويد : يعنى آيا نوح و ابراهيم و پيامبران ديگر را بسوى قومشان نفرستاديم ؟ محمد ( ص ) نيز مثل پيامبران ديگران از جانب ما مأمور است .
أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ
: ابن عباس گويد : يعنى آيا اين همان محمدى نيست كه در كوچكى و بزرگى او را مىشناختند و براستگويى و امانتدارى و وفاى بعهد نزد ايشان معروف بود ؟ بدينترتيب آنها را توبيخ مىكند كه با اينكه او را براستى و درستى و شرافت خانوادگى شناخته بودند ، انكارش كردند