ترجمه :
هر كسى را به اندازه تواناييش تكليف ميكنيم و پيش ما كتابى است كه به حق سخن ميگويد و آنها ظلم نميشوند . بلكه دلهاى ايشان از اين مطلب غافل است و غير از غفلتشان كارهاى زشتى هم انجام ميدهند . هنگامى كه رؤسا و عياشهاى ايشان را دچار عذاب كرديم ، شيون ميكنند . امروز شيون نكنيد كه يار و ياورى در برابر ما نداريد . آيات من براى شما خوانده مىشد و شما عقب مىرفتيد . حال آنكه كبر مىورزيديد و شبانه عيبجويى پيامبر ميكرديد و حق را رها مىساختيد . آيا در بارهء قرآن دقت نكردند ؟ آيا كتابى بر آنها نازل گرديد كه بر نياكان ايشان نازل نگرديده بود ؟ آيا پيامبر خود را نشناختند و او را انكار كردند ؟ آيا به او نسبت جنون دادند ؟ بلكه او به حق نزد ايشان آمد و بيشتر آنها از حق كراهت دارند . و اگر حق تابع هواى ايشان بود ، آسمانها و زمين و هر كه در آنهاست ، فاسد مىشد . بلكه چيزى بر آنها نازل كرديم كه وسيلهء شرف و سر بلندى آنهاست و آنها از شرف خود روى گردانند .
قرائت :
تهجرون : نافع بضم تاء و كسر جيم و ديگران بفتح تاء و ضم جيم خواندهاند .
بنا بر اول به معنى بدگويى و بنا بر دوم بمعنى ترك و هذيان گويى است .
لغت :
وسع : توانايى تكليف : به مشقت انداختن . البته تكليف خداوند ، براى انسان فايده دارد .
غمر : پوشش ، سختى جؤار : فرياد زدن و كمك خواستن نكوص : عقب رفتن
اعراب :
وسعها : مفعول دوم « نكلف » بالحق : اگر « حق » مصدر است ، حرف باء زائد است و اگر صفت است ، تقدير